کل نگری در زندگی - مشاوره و اموزش کل نگری

دید کل نگر

در تجربه کاری، بارها مراجعینی داشتم، دید بسیار منفی و کاملا ناراضی از زندگی خود داشته‌اند؛ خسته، ناامید، بی‌انرژی، به تنگ آمده، مایوس و با احساس پوچی و یاس از شرایط زندگی !!!

وقتی وارد مرحله ارزیابی و بررسی تاریخچه زندگی فردی و مشترک آن‌ها شده‌ام، می‌بینم انصافا، جریان زندگی پربار و موفقی را طی کرده اند. مسیر درست و با سرعت مناسبی هم داشته‌اند.

سوالی پیش می‌آید، پس چرا اینقدر ناراضی هستند و به اصطلاح نق و غر می‌زنند؟ شکوه و شکایت دارند، همسرشان را باز خواست می‌کنند او را توبیخ و سرکوفت زده و زندگی را به خود و همسر تلخ و زهر مار می‌کنند؟

(باور کنید گاهی تحمل چنین مراجعی برای یک جلسه طاقت فرسا می‌شود، چه برسد به روزها و ماها زندگی در کنار هم)

دلایل مختلفی می‌توان برای این سوال بیان کرد، ولی در حد اجمال و خاص عرض می‌کنم که «گذشته از آن که ممکن است، کیفیت زندگی آن‌ها مناسب نبوده، و یا با اهداف آن‌ها همخوانی نداشته است (که درمان خاصی را می‌طلبد)، یکی دیگر از دلایل می‌تواند، عدم دید کل نگر آن‌ها باشد.

در واقع این افراد فقط یک جزء موضوع را ملاک قضاوت قرار داده و قدرت برآیند گرفتن از کل زندگی را ندارند، به همین دلیل مدام آه و ناله می‌کنند. (این وضعیت متاسفانه در خانم‌ها بیشتر دیده می‌شود)
در این مورد خاص، توصیه می‌کنم که جریان کل زندگی رو ملاک رضایت یا نارضایتی قرار دهند و مثلاً ملاک فقط فلان اخلاق غیرمتعارف همسر نباشد، در واقع اگه تک بعدی به موضوعات نگاه نکنند، اکثرا نه تنها ناراضی نمی‌شوند بلکه شکر گذار هم خواهند بود.


فرمول و تمرینی برای رسیدن به این منطق : یک ویژگی خوب (و)(+) یک ویژگی نامناسب.

مثال:

همسرم مرد زحمت کشی هست و تن صداش هم بلنده دیگه

بجای :

همسرم دلسوزه‌ها ولی تن صداش بلنده و رو اعصابمه.

می‌بینید.

تکنیک و بجای ولی

در جمله اول ویژگی همسر تفکیک نشده و با هم دیده می‌شود، در جمله دوم دو ویژگی جدا شده و تک تک دیده می‌شوند.


برای تکمیل مطلب، لطفا به فیلم زیر دقت کنید.