ازدواج

با کی ازدواج می کنی؟

وقتی با یک نفر ازدواج می کنی، در واقع با تمام این موارد ازدواج کردی:

  • آسیب های اون آدم در گذشته
  •  تجارب ریز و درشت
  • ترس هاش
  •  شجاعتش
  •  عادت هاش و تغییراتش
  • خانواده اش و دوستانش
  • فرهنگی که توش بزرگ شده
  • باورها، عقاید و جهان بینی‌ اش
  • توانایی ها و ضعف هاش
  • استعدادها و مهارت هاش
  • تفاوت هاش
  • رویاهاش و خاطراتش
  • ایده آل هاش 
  • خط قرمزهاش

پس لازم است که با تمام اینها آشنا شوی و با اطمینان و اطلاعات کافی در مورد ازدواج با او تصمیم بگیری.

ازدواج

مضمون اصلی این متن به لزوم مشاوره قبل از ازدواج اشاره دارد.

جایی که افراد به خاطر قلیان احساسات و  هیجانات خود، منطق، عقل و استدلال را به سخره می گیرند و به آنها بی توجهی و کم لطفی می کنند، غافل از اینکه خیلی زود با واقعیات طرف مقابلشان مواجه می شوند و آن زمان است که شاید کمی دیر شده باشد.

شناخت نسبی با در نظر گرفتن موارد زیر امکان پذیر است که عبارت است از:

1ـ ترس

از آنجایی که انسان به ذاته دنبال امنیت است و برای رسیدن به آن معمولاً از مسائل و موضوعات تهدیدآمیز فرار می کند، این مهم است که بدانیم فردی که تا آخر عمر می خواهیم با او زندگی کنیم از چه چیزهایی فرار می کندو چه چیزهایی آرامش و امنیت روانی او را تهدید می کند؟
به عبارتی از چه چیزهایی می ترسد؟

ـ سوال چالشی؟

اگر نقطه تهدید او نقطه ایده آل تو باشد، چه می کنی و اگر موضوعات لذت بخش برای تو موضوعات وحشتناک برای او باشد، چه باید کرد؟
خاطرات،تجارب شخصی، مسایل فرهنگی آموخته شده سبک دلبستگی و مشاهدات او در طول زندگی‌اش همه و همه می‌توانند بسته ترس های او را تشکیل دهند.
به خاطر داشته باشید که ترس و ناامنی هر فرد به شدت به چارچوب های رفتاری و کلامی فرد تاثیر می گذارد.

2ـ رویا

به زبان تئوری انتخاب دکتر گلسر دنیای مطلوب(Quality World) ما دنیای کوچکی است که هر فرد به فاصله کمی پس از تولد آن را به تدریج در حافظه خود ایجاد می کند.
خلق، بسط و توسعه این دنیا طی زندگی همچنان ادامه می یابد.

این دنیای کوچک که در ذهن ما جای دارد از تصاویر خاصی تشکیل شده که کمابیش شامل سه گروه مفاهیم می شود.
۱) انسان ها:  انسان هایی که ما به بیش از همه نیاز داریم با آنها باشیم.
۲) اشیا و موقعیت‌ها:  آنچه بیش از هر چیز دیگه آرزو داریم داشته باشیم و تجربه کنیم.
۳) باورها و ارزش‌ها:  عقاید یا نظام باورهایی که مطلوب مایند و بر رفتار ما حاکمیت دارند.
انسان از بدو تولد برای برآورده کردن نیازها دست به خلق کردن آلبوم تصاویر در ذهن خود می زند و شروع می‌کند به پر کردن آن آلبوم با تصاویری پر از جزبیات آنچه می خواهد و آنچه  او را به این خواسته ها می رساند.

ـ سوال چالشی:

اگر دنیای مطلوب فرد موردنظر شما با دنیای مطلوب ذهنی شما کلی فرق کند، چه می کنیم؟
اگر رویاها، ایده‌آل‌ها و نهایت آرزوهای شما (جهت و سمت مسیر زندگی شما را مشخص خواهد کرد) با رویاها و ایده های او متفاوت باشد، چه خواهید کرد؟
آیا غیر از این است که زندگی شما از همان ابتدا اصلاً مشترک نخواهد بود، بلکه باید خودتان را جدا شده فرض کنید.
در جلسات مشاوره قبل از ازدواج ما با بررسی دنیای مطلوب  افراد،  بررسی رویاها ، بررسی ترس ها ، بررسی خط قرمز های دو طرف میزان تشابه و تفاوت آنها را به خودشان بازخورد داده و میزان ریسک رسیدن به آرامش را به آنها گوشزد خواهیم کرد.

نیلوفر آبی، همراه شماست تا بهترین انتخاب را داشته باشید.

انواع سبک های دلبستگی زوجین

تاثیر سبک‌های دلبستگی بر روابط زوجین

اصطلاح دلبستگی (attachment)، به شیوه ارتباط و پیوند در یک رابطه نزدیک اشاره دارد. جان بالبی و اینسورث (اینزوورث) محققانی بودند که در این زمینه تمرکز کرده و با ایجاد شرایط خاص آزمایشی (موقعیت ناآشنا) به ارزیابی دقیق‌تر سبک‌های دلبستگی پرداختند. نتیجه و جمع بندی ارزیابی‌های آن‌ها موجب تشخیص سه دسته کلی دلبستگی شد شامل:

۱) ایمن secure
۲) اجتنابی avoidant
۳) دوسوگراmbivalent

(به عبارت دیگر، دو دسته کلی ایمن و ناایمن؛ و ناایمن خود دو دسته اجتنابی و دو سو گرا هستند).

موقعیت آزمایشی ناآشنا

موقعیت ناآشنا از هشت مرحله متوالی تشکیل می‌شود که کمتر از نیم ساعت طول می‌کشد. در طول این مدت مادر دو بار کودک را در اتاقی ناآشنا تنها می‌گذارد. بار اول کودک با یک فرد غریبه تنها می‌ماند و بار دوم مادر بچه را تنها ترک می‌کند و قبل از آنکه برگردد فرد غریبه وارد اتاق می‌شود. سپس مادر برگشته و کودک را به بازی و وارسی اتاق تشویق می‌کند، و اگر ناراحت باشد او را آرام می‌سازد آنچه که در جریان این مراحل از اهمیت خاصی برخوردار است پاسخ و واکنش کودک در هر بار با بازگشت مادر است.

در این مشاهده ازمایشی کودکان، سه الگوی اصلی دلبستگی را نشان دادند.

۱) ایمن: کودکان برخوردار از دلبستگی ایمن هنگام رفتن مادر شروع به گریه و اعتراض می‌کنند و وقتی او برمی‌گردد با خوشحالی از وی استقبال می‌نمایند× آن‌ها از مادر به عنوان پایگاه امن استفاده می‌کند به این صورت که برای وارسی اتاق از او دور می‌شوند اما هر از گاهی برای کسب اطمینان مجدد به سویش باز می‌گردند. آن‌ها معمولاً دارای حس همکاری و نسبتاً فارغ از خشم هستند.

۲) ناایمن- اجتنابی: کودکان برخوردار از دلبستگی اجتنابی به ندرت به هنگام خروج مادر گریه می‌کنند و هنگام بازگشت مادر از استقبال او اجتناب می‌نمایند؛ آن‌ها معمولاً عصبانی بوده و در هنگام نیاز به مادر نمی‌چسبند.

۳) ناایمن- دوسوگرا: کودکان برخوردار از دلبستگی دوسوگرایانه حتی قبل از خروج مادر نیز مضطرب هستند و زمانی که او بیرون می‌رود شدیداً ابراز ناراحتی می‌کنند هنگامی که مادر بر می‌گردد آن‌ها دوسوگرایی خود را با میل به بغل شدن و همزمان مقاومت در برابر آن از طریق لگد زدن و تکان خوردن بروز می‌دهند.

ناگفته نماند که پژوهش‌های دیگر، الگوی چهارم موسوم به “دلبستگی آشفته و سردرگم” یا همان disorganized-disoriented را نشان داده است. این قبیل کودکان اغلب پس از جدایی از مراقب اصلی خود و به هنگام بازگشت او رفتارهای بی‌ثبات و متناقضی نشان می‌دهند. این نوع دلبستگی، به عنوان “ترس بدون راه حل” توصیف می‌شود.

از آنجایی که معتقدیم سبک دلبستگی فرد که در کودکی شکل گرفته در تمام روابط او تا پایان عمرش تاثیر می‌گذارد و یکی از مهم‌ترین این روابط قاعدتاً روابط زوجین خواهد بود، لذا در این مقاله به بررسی تاثیر وجود هر یک از این سبک‌های دلبستگی بر روابط زوجین می پردازیم.

در تحقیقات بیشتر، رفتارهای دلبستگی در روابط بزرگسالی به سه دسته زیر بیان می‌شود.

۱) ایمن secure
۲) بی تفاوت dismissing
۳) دل مشغول preoccupied

* حالت ۲ و۳ ، ناایمن هستند.

(قسم چهارم دلبستگی در بزرگسالان، یعتی آشفته و سردرگم، بیشتر در زوجینی که درگیر ماجرای خیانت شده‌اند، ایجاد می‌شود. با همان تعریف ترس بدون راه حل)

اگر بخواهیم به مسئله نگاهی جامع داشته باشیم، لازم است توضیح کوتاهی در مورد هر کدام از این سه سبک دلبستگی ارائه شود.

۱) ایمن: بزرگسالان با سبک دلبستگی ایمن به طور کلی صریح اهل مشارکت، اهل اعتماد و کنشگراست. می‌تواند هم به دیگران اعتماد و اتکا کند و هم تکیه‌گاه دیگران باشد. هنگام آشفتگی عاطفی می‌تواند حمایت کند و البته خودش هم دنبال حمایت  است. به پشتیبانی شریک زندگیش دلگرم است. هنگام صمیمیت و نزدیکی، راحت و آسوده تراست.

گشودگی و تحمل و دلبستگی متقابل بسیار بیشتری را نشان داده و هنگام تعامل با شریک خود مطمئن‌تر است. گفته‌ها و اعمال شریک خود را با وضوح بیشتر، بدون سوء تعبیر درک می‌کند. وقتی با رفتار سختگیرانه شریک خود روبرو می‌شود، توانایی ابراز خشم کنترل شده دارند و برای حل و ارتباط دوباره تلاش می‌کند.

۲) نا ایمن- بی‌تفاوت : بزرگسال با سبک دلبستگی بی‌تفاوت، مقاوم است؛ به سختی درخواست کمک و یا حتی کمک را قبول می‌کند. نوعی انزواطلبی عاطفی دارد. استقلال را به وابستگی به دیگران و وابستگی دیگران را به خود ترجیح می‌دهد. کناره‌گیر است و به هنگام آشفتگی عاطفی، از ارتباط با دیگران اجتناب می‌کند. بی‌توجه یا بی‌علاقه به روابط نزدیک به‌نظر‌می‌رسد. با ترس از دست دادن رابطه روبرو می‌شود که منجر به کناره گیری یا گسترش ابراز می‌شود. این کناره گیری، تلاش برای حفاظت و آرام کردن خویش است. در تعامل با شریک خود مضطرب‌تر است و غالبا گفته‌ها و اعمال او را قبل و حین مشاجره بد تعبیر می‌کند و این امر منجر به افزایش ناامنی می‌شود.

۳) نا ایمن- دل مشغول : این نوع بزرگسال مضطرب، آشفته و غرق در مشکلات بوده، با عواطف می‌جنگد و عدم تأمین نیازهای دل‌بستگی به راحتی او را نگران، خشمگین و سرخورده می‌سازد. وی مضطرب متوقع و در تامین نیازهای خود سلطه‌جو به نظر می‌رسد. از اینکه کاملاً محبوب نباشد بیم دارد و مدام می‌خواهد بداند که شریک زندگی‌اش به اوعلاقه‌ دارد یا نه؟ این ترس به اضطراب او دامن می‌زند، از دست دادن رابطه او را می ترساند و از طریق پرتوقع و سمج بودن برای کسب اطمینان دوباره، تلاش می‌کند.

نتیجه

بزرگسالان در رابطه ایمن از شریک خود به عنوان پناهگاه و مامن استفاده می‌کنند و هنگام آشفتگی به دنبال اطمینان و امنیت هستند. سبک‌های دلبستگی بزرگسالی ناایمن، موجب آشکار شدن مشکل در نحوه ارتباط زوج‌ها با یکدیگر می‌شوند. هنگامی که رابطه با نگاره‌های (نمادهای) دلبستگی از دست برود، واکنش‌های ناشی از ترس پدیدار می‌شود که آن را هراس اولیه (primal panic) می‌نامیم.

این هراس اولیه که در آمیگدال احساس شده، در زوج‌ها مشاهده می‌شود و از طریق پرتوقعی و سماجت یا کناره گیری و گسلش نمود می‌یابد. از آنجا که ما مجهز به جستجوی ارتباطیم، هنگامی که این حس عاطفی ارتباط از دست می‌رود، احساس اضطراب و خشم می‌کنیم و این امر ممکن است منجر به بروز و تجربه رفتارهای انفعالی به جای پاسخ دهی به یکدیگر شود.

راهبرد درمانی

با این حال اگر زوج بتوانند به پیوند دلبستگی امن منتقل شوند تمایل بیشتری برای نگرش مثبت‌تر به خود، برخورد با آشفتگی و پختگی خواهند داشت. هنگامی که زوجین به دلیل مسائل ارتباطی و قطع رابطه وارد مشاوره می‌شوند، جستجوی آسیب‌های دلبستگی و سپس کمک به زوج در ایجاد رابطه امن از طریق یادگیری حضور عاطفی و آماده بودن برای یکدیگر سودمند است.

انسانها ذاتاً محتاج ارتباط با فردی هستند که حمایت عاطفی پایداری برای او فراهم کند، تا از طریق آن پیوند امن عاطفی، محافظت، آرامش و رشد یافتگی را تجربه کنند‌. وقتی زوجین، در جریان زوج درمانی، سبک دلبستگی خاص خود را بشناسند، درمانگر می‌تواند به دنبال لحظات مهمی برای شناسایی فرصت‌هایی باشد که قابل استفاده برای انتقال آن‌ها به رابطه بزرگسالی سالم و محبت آمیز است؛ و مشخصه‌ی رایج این نوع رابطه صراحت، پاسخ دهی و حضور برای یکدیگر است.

چالش ارزیابی سبک دلبستگی

از شما دعوت میکنم به ارزیابی سبک دلبستگی خودتون بپردازید. تاکید می‌کنم ارزیابی خودتون. و اگر دوست دارید در مورد دیگران هم شناختی داشته باشید لطفا فیلم و متن مربوطه رو به اشتراک‌ بگذاریدَ و اجازه بدهید هر فرد یک ارزیابی از خودش داشته باشه.

از منظر دیگر: اگر در برقراری ارتباط با همسرتان مشکلی وجود دارد، مطمئن باشید که شما برای برقراری و تداوم ارتباط از یک الگوی ناکارآمد پیروی می‌کنید و سبک دلبستگی ناایمنی دارید، لذا به مهارت‌آموزی و تمرین‌هایی برای تغییر سبک دلبستگی نیاز دارید.

منابع :

  • روان شناسی رشد – پاپالیا
  • مشاوره زوج – کاپوتزی
  • مری ابنزوورث (اینسورث) ۱۹۵۰
  • جانسون ۲۰۰۸
  • مین وسولومون ۱۹۸۶
ازدواج موفق - دیدگاه دو چشمی

التزام دیدگاه دو چشمی در ازدواج موافق

ازدواج برای این نیست که شما را خوشبخت کند، برای این است که شما را متأهل کند.

وقتی ازدواج می‌کنید، آزادید که کارهای مثبت و مفید انجام دهید، آزادید که انسان بهتری باشید. “یک رابطه‌ی متعهد به شما کمک می‌کند تا جلوی وسوسه‌ها و اغواها مقاومت کنید، ضعف‌هایتان را ظاهر کنید و خودتان باشید و مطمئن باشید که با وجود همه‌ی این‌ها، کسی هست که دوستتان بدارد.

یک رابطه واقعی باید برخوردی از انسانیت من و انسانیت طرف مقابل باشد، با همه‌ی لذت‌ها و محدودیت‌هایش. اینکه زوج ها چطور با این اختلافات و برخوردها کنار می‌آیند کیفیت رابطه‌شان را تعیین خواهد کرد. این دیدگاه از ازدواج، ممکن است چندان عاشقانه و رمانتیک نباشد، اما بر این معنا نیست که عمق هم ندارد.

پیتمن عقیده دارد که همه‌ی ازدواج‌ها ناسازگارند چون بین افرادی از خانواده‌های مختلف شکل می‌گیرد، افرادی که دیدگاه‌ها و اعتقادات متفاوت دارند.

جادوی داشتن یک ازدواج موفق این است که دیدگاهی دو چشمی داشته باشید و زندگی را علاوه بر چشم خودتان، از چشم همسرتان هم ببینید.

پیتمن (روانشناس)