نارضایتی از زندگی

مشکل اون نارضایتی از زندگیش بود!

مشکل او کلا نارضایتی از زندگی …بود،
درباره دوستی هایش پرسیدم….

ج: احساس تنهایی از روابط عاطفی….

ج: ناپایدار از مطالعه …..

ج: نمی توانم از خوابش….

ج: به زور از تمرکزش…

ج: ناممکن از وضعیت جسمانیش….
خیلی بد….

جنبه بسیار مهم و قابل مشاهده در شخصیتش، جاه طلبی بسیار زیاد او بود. به همین دلیل ،شدیدا مایل بود بر دیگران مسلط شود. خلق و خوی بی ثباتی داشت.

گاهی در اوج شادکامی-گاهی افسردگی عمیق این علایم نشان از شروع روان نژندی دارد. و تنش های شخصیتی حل نشده

تمام توصیه ها و پیشنهادهای افزایش سازگاری یا حتی فاصله گیری های هدف دار و موقت، نمی تواند به او کمکی کند.

مشاوره برای کمک به او، باید از روش عمیق تری در روانشناسی استفاده کند. مثل رویکردهای وجودی (اگزیستانسیال)/ طرحواره درمانی

چتری امن برای خانواده

مرکز مشاوره و روانشناسی نیلوفر آبی با دارا بودن مجوز رسمی سازمان بهزیستی کشور با مدیریت سرکار خانم دکتر خدیجه سادات باقرزاده تاسیس شده است. کلینیک نیلوفرآبی با دارا بودن جمعی از مشاوران خبره، اساتید دانشگاه و درمانگران مفتخر است در خدمت شما عزیزان باشد.

لازم به ذکر است که کلیه خدمات این مجموعه توسط متخصصان دوره دیده در زمینه‌های مختلف روانشناسی عرضه می‌شود.

همچنین به استحضار می‌رساند در مرکز مشاوره نیلوفر آبی به طیف گسترده‌ای از مشکلات روانشناسی، روانپزشکی، کودک و نوجوان و بزرگسال به صورت فردی، زوج، خانواده و گروهی رسیدگی می‌شود.

نیلوفر آبی، همراه شماست تا یک زندگی ایده‌آل داشته باشید.

انواع سبک های دلبستگی زوجین

تاثیر سبک‌های دلبستگی بر روابط زوجین

اصطلاح دلبستگی (attachment)، به شیوه ارتباط و پیوند در یک رابطه نزدیک اشاره دارد. جان بالبی و اینسورث (اینزوورث) محققانی بودند که در این زمینه تمرکز کرده و با ایجاد شرایط خاص آزمایشی (موقعیت ناآشنا) به ارزیابی دقیق‌تر سبک‌های دلبستگی پرداختند. نتیجه و جمع بندی ارزیابی‌های آن‌ها موجب تشخیص سه دسته کلی دلبستگی شد شامل:

۱) ایمن secure
۲) اجتنابی avoidant
۳) دوسوگراmbivalent

(به عبارت دیگر، دو دسته کلی ایمن و ناایمن؛ و ناایمن خود دو دسته اجتنابی و دو سو گرا هستند).

موقعیت آزمایشی ناآشنا

موقعیت ناآشنا از هشت مرحله متوالی تشکیل می‌شود که کمتر از نیم ساعت طول می‌کشد. در طول این مدت مادر دو بار کودک را در اتاقی ناآشنا تنها می‌گذارد. بار اول کودک با یک فرد غریبه تنها می‌ماند و بار دوم مادر بچه را تنها ترک می‌کند و قبل از آنکه برگردد فرد غریبه وارد اتاق می‌شود. سپس مادر برگشته و کودک را به بازی و وارسی اتاق تشویق می‌کند، و اگر ناراحت باشد او را آرام می‌سازد آنچه که در جریان این مراحل از اهمیت خاصی برخوردار است پاسخ و واکنش کودک در هر بار با بازگشت مادر است.

در این مشاهده ازمایشی کودکان، سه الگوی اصلی دلبستگی را نشان دادند.

۱) ایمن: کودکان برخوردار از دلبستگی ایمن هنگام رفتن مادر شروع به گریه و اعتراض می‌کنند و وقتی او برمی‌گردد با خوشحالی از وی استقبال می‌نمایند× آن‌ها از مادر به عنوان پایگاه امن استفاده می‌کند به این صورت که برای وارسی اتاق از او دور می‌شوند اما هر از گاهی برای کسب اطمینان مجدد به سویش باز می‌گردند. آن‌ها معمولاً دارای حس همکاری و نسبتاً فارغ از خشم هستند.

۲) ناایمن- اجتنابی: کودکان برخوردار از دلبستگی اجتنابی به ندرت به هنگام خروج مادر گریه می‌کنند و هنگام بازگشت مادر از استقبال او اجتناب می‌نمایند؛ آن‌ها معمولاً عصبانی بوده و در هنگام نیاز به مادر نمی‌چسبند.

۳) ناایمن- دوسوگرا: کودکان برخوردار از دلبستگی دوسوگرایانه حتی قبل از خروج مادر نیز مضطرب هستند و زمانی که او بیرون می‌رود شدیداً ابراز ناراحتی می‌کنند هنگامی که مادر بر می‌گردد آن‌ها دوسوگرایی خود را با میل به بغل شدن و همزمان مقاومت در برابر آن از طریق لگد زدن و تکان خوردن بروز می‌دهند.

ناگفته نماند که پژوهش‌های دیگر، الگوی چهارم موسوم به “دلبستگی آشفته و سردرگم” یا همان disorganized-disoriented را نشان داده است. این قبیل کودکان اغلب پس از جدایی از مراقب اصلی خود و به هنگام بازگشت او رفتارهای بی‌ثبات و متناقضی نشان می‌دهند. این نوع دلبستگی، به عنوان “ترس بدون راه حل” توصیف می‌شود.

از آنجایی که معتقدیم سبک دلبستگی فرد که در کودکی شکل گرفته در تمام روابط او تا پایان عمرش تاثیر می‌گذارد و یکی از مهم‌ترین این روابط قاعدتاً روابط زوجین خواهد بود، لذا در این مقاله به بررسی تاثیر وجود هر یک از این سبک‌های دلبستگی بر روابط زوجین می پردازیم.

در تحقیقات بیشتر، رفتارهای دلبستگی در روابط بزرگسالی به سه دسته زیر بیان می‌شود.

۱) ایمن secure
۲) بی تفاوت dismissing
۳) دل مشغول preoccupied

* حالت ۲ و۳ ، ناایمن هستند.

(قسم چهارم دلبستگی در بزرگسالان، یعتی آشفته و سردرگم، بیشتر در زوجینی که درگیر ماجرای خیانت شده‌اند، ایجاد می‌شود. با همان تعریف ترس بدون راه حل)

اگر بخواهیم به مسئله نگاهی جامع داشته باشیم، لازم است توضیح کوتاهی در مورد هر کدام از این سه سبک دلبستگی ارائه شود.

۱) ایمن: بزرگسالان با سبک دلبستگی ایمن به طور کلی صریح اهل مشارکت، اهل اعتماد و کنشگراست. می‌تواند هم به دیگران اعتماد و اتکا کند و هم تکیه‌گاه دیگران باشد. هنگام آشفتگی عاطفی می‌تواند حمایت کند و البته خودش هم دنبال حمایت  است. به پشتیبانی شریک زندگیش دلگرم است. هنگام صمیمیت و نزدیکی، راحت و آسوده تراست.

گشودگی و تحمل و دلبستگی متقابل بسیار بیشتری را نشان داده و هنگام تعامل با شریک خود مطمئن‌تر است. گفته‌ها و اعمال شریک خود را با وضوح بیشتر، بدون سوء تعبیر درک می‌کند. وقتی با رفتار سختگیرانه شریک خود روبرو می‌شود، توانایی ابراز خشم کنترل شده دارند و برای حل و ارتباط دوباره تلاش می‌کند.

۲) نا ایمن- بی‌تفاوت : بزرگسال با سبک دلبستگی بی‌تفاوت، مقاوم است؛ به سختی درخواست کمک و یا حتی کمک را قبول می‌کند. نوعی انزواطلبی عاطفی دارد. استقلال را به وابستگی به دیگران و وابستگی دیگران را به خود ترجیح می‌دهد. کناره‌گیر است و به هنگام آشفتگی عاطفی، از ارتباط با دیگران اجتناب می‌کند. بی‌توجه یا بی‌علاقه به روابط نزدیک به‌نظر‌می‌رسد. با ترس از دست دادن رابطه روبرو می‌شود که منجر به کناره گیری یا گسترش ابراز می‌شود. این کناره گیری، تلاش برای حفاظت و آرام کردن خویش است. در تعامل با شریک خود مضطرب‌تر است و غالبا گفته‌ها و اعمال او را قبل و حین مشاجره بد تعبیر می‌کند و این امر منجر به افزایش ناامنی می‌شود.

۳) نا ایمن- دل مشغول : این نوع بزرگسال مضطرب، آشفته و غرق در مشکلات بوده، با عواطف می‌جنگد و عدم تأمین نیازهای دل‌بستگی به راحتی او را نگران، خشمگین و سرخورده می‌سازد. وی مضطرب متوقع و در تامین نیازهای خود سلطه‌جو به نظر می‌رسد. از اینکه کاملاً محبوب نباشد بیم دارد و مدام می‌خواهد بداند که شریک زندگی‌اش به اوعلاقه‌ دارد یا نه؟ این ترس به اضطراب او دامن می‌زند، از دست دادن رابطه او را می ترساند و از طریق پرتوقع و سمج بودن برای کسب اطمینان دوباره، تلاش می‌کند.

نتیجه

بزرگسالان در رابطه ایمن از شریک خود به عنوان پناهگاه و مامن استفاده می‌کنند و هنگام آشفتگی به دنبال اطمینان و امنیت هستند. سبک‌های دلبستگی بزرگسالی ناایمن، موجب آشکار شدن مشکل در نحوه ارتباط زوج‌ها با یکدیگر می‌شوند. هنگامی که رابطه با نگاره‌های (نمادهای) دلبستگی از دست برود، واکنش‌های ناشی از ترس پدیدار می‌شود که آن را هراس اولیه (primal panic) می‌نامیم.

این هراس اولیه که در آمیگدال احساس شده، در زوج‌ها مشاهده می‌شود و از طریق پرتوقعی و سماجت یا کناره گیری و گسلش نمود می‌یابد. از آنجا که ما مجهز به جستجوی ارتباطیم، هنگامی که این حس عاطفی ارتباط از دست می‌رود، احساس اضطراب و خشم می‌کنیم و این امر ممکن است منجر به بروز و تجربه رفتارهای انفعالی به جای پاسخ دهی به یکدیگر شود.

راهبرد درمانی

با این حال اگر زوج بتوانند به پیوند دلبستگی امن منتقل شوند تمایل بیشتری برای نگرش مثبت‌تر به خود، برخورد با آشفتگی و پختگی خواهند داشت. هنگامی که زوجین به دلیل مسائل ارتباطی و قطع رابطه وارد مشاوره می‌شوند، جستجوی آسیب‌های دلبستگی و سپس کمک به زوج در ایجاد رابطه امن از طریق یادگیری حضور عاطفی و آماده بودن برای یکدیگر سودمند است.

انسانها ذاتاً محتاج ارتباط با فردی هستند که حمایت عاطفی پایداری برای او فراهم کند، تا از طریق آن پیوند امن عاطفی، محافظت، آرامش و رشد یافتگی را تجربه کنند‌. وقتی زوجین، در جریان زوج درمانی، سبک دلبستگی خاص خود را بشناسند، درمانگر می‌تواند به دنبال لحظات مهمی برای شناسایی فرصت‌هایی باشد که قابل استفاده برای انتقال آن‌ها به رابطه بزرگسالی سالم و محبت آمیز است؛ و مشخصه‌ی رایج این نوع رابطه صراحت، پاسخ دهی و حضور برای یکدیگر است.

چالش ارزیابی سبک دلبستگی

از شما دعوت میکنم به ارزیابی سبک دلبستگی خودتون بپردازید. تاکید می‌کنم ارزیابی خودتون. و اگر دوست دارید در مورد دیگران هم شناختی داشته باشید لطفا فیلم و متن مربوطه رو به اشتراک‌ بگذاریدَ و اجازه بدهید هر فرد یک ارزیابی از خودش داشته باشه.

از منظر دیگر: اگر در برقراری ارتباط با همسرتان مشکلی وجود دارد، مطمئن باشید که شما برای برقراری و تداوم ارتباط از یک الگوی ناکارآمد پیروی می‌کنید و سبک دلبستگی ناایمنی دارید، لذا به مهارت‌آموزی و تمرین‌هایی برای تغییر سبک دلبستگی نیاز دارید.

منابع :

  • روان شناسی رشد – پاپالیا
  • مشاوره زوج – کاپوتزی
  • مری ابنزوورث (اینسورث) ۱۹۵۰
  • جانسون ۲۰۰۸
  • مین وسولومون ۱۹۸۶
سخنی با همکاران روانشناس

مسائل قانونی، اخلاقی و حرفه‌ای در مشاوره خانواده، مشاوره زوج‌ها، ازدواج و خانواده

(Couples, Marriage, and Family Counseling)

منحصر به فرد و متفاوت با سایر گونه‌های مشاوره است. زیرا مبتنی بر آماده‌سازی و غنی‌سازی است.

بخش اول : مسائل اخلاقی
بخش دوم :مسائل قانونی
بخش سوم :مسائل حرفه ای و تخصصی


=============

بخش اول

انجمن درمان ازدواج و خانواده آمریکا (AAMFT) بزرگ‌ترین سازمان حمایت از مشاوره تخصصی زوج ، ازدواج و خانواده می‌باشد. این سازمان اولین آیین نامه اخلاقی در حیطه مشاوره زوج ها ازدواج و خانواده را در سال ۱۹۶۲ ایجاد کرد و در طول زمان تغییر و تحولی یافته تا به بهترین نحو به نیازهای مشاوران و مراجعان‌شان پاسخ گوید. این آیین‌نامه مرز بین رفتارهای منجر به درمان و رفتارهای زیان‌بخش برای مشاور یا مراجعان را مشخص می‌کند. در این مقاله سعی شده است از اطلاعات این آیین‌نامه استفاده شود.

۱) روابط چندگانه Multiple relationships

رابطه چندگانه را میتوان ارتباط مشاور با مراجع زوج خانواده یا نظارت شونده خارج از رابطه درمانی یا نظارت یا نقش دوگانه مشاور یا ناظر با یک شخص تعریف کرد.

روابط چند گانه، بحث انگیزترین آیین نامه اخلاقی (AAMFT) که به تازگی در ادبیات این مبحث به خود اختصاص می‌دهد، در این آیین نامه غالباً هیچ‌گونه توصیه یا اخطار روشنی وجود ندارد بلکه به متخصصان اخطار داده می‌شود که چنین روابطی نباید بهره‌جویانه باشد. البته گفتنی است که تحقیقات اندکی به بررسی این موضوع پرداخته‌اند که آیا روابط دوگانه غیرجنسی واقعا برای مراجعان و متخصصان مضرند و آیین‌نامه بیشتر مبتنی بر فرض است تا شواهد تجربی عینی.

عدم روابط چندگانه ماهیت آرمانی دارد زیرا عمل به آن در برخی محیط‌ها و شرایط بسیار دشوار است. نمونه محیط هایی که در آن اجتناب از وظایف دوگانه یا روابط چندگانه دشوار است شامل مشاوره در مناطق روستایی یا جوامع کوچک است. مثلاً مراجع تنها دندانپزشک شهر است و هر یک از آن‌ها تنها متخصصان آن جامعه هستند.

موارد دیگر در محیط دانشگاهی دانشجو در حین رابطه درمانی، دانشجوی مشاور خود در انتخاب یک واحد درسی شده ویا در یک پژوهش علمی، مجبور به همکاری با مشاور خود شده است.

۲) صداقت علمی

نکته قابل توجه در این حوزه این است که حرفه‌ی مشاوره زوج‌ها ازدواج و خانواده بر روی آماده‌سازی مشاوران شایسته تمرکز کرده است نه محققان شایسته.

بخشی از این تاکید بر روی مشاوره را می توان با این واقعیت توضیح داد که بسیاری از مشاوران مشغول در مشاوره زوج، ازدواج و خانواده در سطح کارشناسی ارشد تعلیم می‌بیند و عده کمی به دنبال مدرک دکترا می‌روند که پژوهش‌محورتر تلقی می‌شود. از این رو مشاوران اندکی در مشاوره زوج‌ها ازدواج و خانواده در پژوهش گسترده شرکت می‌کنند.

نکته اخلاقی در این زمینه را می‌توان این طور بیان کرد که توصیه می‌شود:

شاغلین در این حوزه در پژوهش‌های علمی، عینی و بالینی حضور پررنگ تر داشته تا استفاده و بهره‌ی بیش‌تری از نتایج پژوهش‌ها و تحقیقات در حوزه زوج، ازدواج و خانواده داشته باشند. حائز اهمیت است که محدودیت‌های منحصربه‌فرد در انجام پژوهش‌ها در محور خانواده و ورود به مرزهای خانواده را نباید نادیده گرفت و می‌بایست مراقب داده‌ها و نتایج غیرصادقانه بود.

۳ ) شایستگی چند فرهنگی (Multicultural competence)

در دنیایی که به علت امکانات ارتباطی زیاد، مهاجرت، مسافرت و تبادلات علمی بین فرهنگی به بیشترین حد خود رسیده است خدمات به مراجعان دارای فرهنگ متفاوت با خودشان، بیش از پیش اهمیت می‌یابد‌.

اکنون بیش از همیشه درک می‌شود که گوناگونی فرهنگی چیزی فراتر از تفاوت در فرهنگ قومی صرف است. چه بسا در یک فرهنگ و در جایگاه اقتصادی اجتماعی متفاوت نیز این تفاوت فرهنگی دیده شود. مثلاً جایگاه اقتصادی اجتماعی بالاتر در مقابل جایگاه اقتصادی اجتماعی پایین‌تر همان فرهنگ و جامعه نیز تفاوت چشمگیری دیده می‌شود در مثال دیگر مفهوم خانواده انواع خانواده حتی در یک فرهنگ خانواده سنتی و خانواده هسته‌ای.

نمونه‌های دیگر گوناگونی در خانواده درمانی، ممکن است به جایگاه خانواده در چرخه زندگی خانواده، سن والدین، قومیت خانواده، ترجیح مذهبی، گرایش جنسی، کشور یا منطقه مبدا و انبوهی از متغیرهای دیگر مربوط باشد.

مشاوران همچنین باید موانع یا فرصت‌های منحصر به فردی را که برای گروه‌های فرهنگی متفاوت پیش می‌آید بشناسند تا به بهترین نحو خدمات ارائه دهند.

۴) فرسودگی شغلی (Burnout)
مشاوران شاغل در مشاوره زوج ازدواج خانواده همانند سایر مشاغل یاریگر در معرض فرسودگی شغلی قرار دارد. فرسودگی شغلی را می‌توان فرسودگی بدنی، عاطفی و شناختی در اثر مطالبات شغلی تعریف کرد که ممکن است در مسخ شخصیتی و احساس کاهش موفقیت یا شکست مطلق بروز یابد.

مشاوران در این حوزه ممکن است بسته به مسائلی که غالباً در خانواده‌ها پیش می‌آیند منحصراً تحت تاثیر نوع فرسودگی شغلی به نام خستگی شفقت (Compassion fatigue) قرار گیرند.

خستگی شفقت، شبیه فرسودگی شغلی است اما ممکن است علایم مشابه استرس حادثه‌ای ثانویه داشته باشد. مسئولیت اخلاقی درمانگران این است که خود را از نظر فرسودگی شغلی و خستگی شفقت نظارت و امکان تاثیر علایم و پروتکل‌های درمانی و بهترین روش‌ها را ارزیابی کنند.

توصیه‌ها:

کنترل علائم زیر
۱- توانایی خود برای تعامل موفق با دیگران
۲- تغییر در الگوی خواب
۳- تغییر در خلق و خو
۴– فعالیت‌های بدنی
و سایر علائم و نشانه‌های خستگی

راهکارهای مقاومت و کاهش فرسودگی:

• مشارکت در خود مراقبتی
• تعیین حد برای تعهدات زمانی
• کاهش تعداد مراجعه کنندگان
• ایجاد تعادل کار با فعالیت‌های لذت بخش
• مشاوره شخصی
• قبول کمک و حمایت همکاران

منابع:

  • AMFT (انجمن درمان ازدواج و خانواده آمریکا)
  • مبانی زوج، ازدواج و خانواده_کاپوتزی