درمان خجالت در کودکان

درمان خجالت در کودکان

كودك خجالتي، كودك “مضطربي”ست كه باور دارد من بد هستم همه بد هستند، و اين افراد بد اگر از بدي من اگاه شوند به من اسيب مي‌زنند. خجالت به معني عدم حرمت نفس همراه با اضطراب مي‌باشد.

✅ هميشه احساس كودك را تاييد كنيد.

وقتي ترسيد نگویيد اين كه ترس نداره يا نترس، بايد گفت «مي‌دونم مي‌ترسي». در صورت نفي و رد احساس كودك، او به اين نتيجه مي‌رسد كه من هيچي نمي‌فهمم، هر چه احساس مي‌كنم اشتباه است و شروع به نفي احساس خود و شخصيت خود مي‌كند.

✅ كودك را به صورت مستقيم تصحيح نكنيد.

هرگز او را جلوي دوستانش يا در مقابل جمع يا حتي جلوي خواهر و برادرش اصلاح نكنيد. اگر كلمه‌اي گفت كه اشتباه بود، در جمله‌اي از آن كلمه استفاده كنيد. در صورت لزوم، در اتاقش به تنهايي درباره كار اشتباهش صحبت كنيد.

✅ وقتي با شما صحبت ميكند به او توجه مخصوص نشان بدهيد.

اگر در حال تلفن حرف زدن، صحبت با دوستانتان، كار با كامپيوتر، يا تماشاي تلويزيون هستيد لحظه اي كارتان را متوقف كنيد، به چشمانش نگاه كنيد، و در صورت لزوم از او بخواهيد بعد از اتمام كارتان با او صحبت خواهيد كرد.

✅ از او بخواهيد برايتان كتاب بخواند، اواز بخواند، فيلمي كه ديده را تعريف كند و نشان بدهيد مشتاق شنيدنيد

✅ هرگز به او يا كارهايش نخنديد؛ مخصوصا در جمع. حتي به كارهاي بامزه‌ش نخنديد مگر انكه خودش اين خواسته يا انتظار را داشته باشد.

✅ بعد از شش سالگي با كمك مربي خصوصي او را در زمينه يك ورزش “گروهي” مثل فوتبال يا بسكتبال بسازيد تا در زمين ورزشي بدرخشد.

✅ هرگز با فرزندتان درد دل نكنيد. (تجاوز غيرجنسي به كودك با عوارضي شبيه تجاوز جنسي) بدي ديگران مخصوصا همسر خود را هرگز به او نگوييد. پدر و مادر باید دوست فرزندانشان باشند ولی هیچگاه هیچگاه هیچگاه هیچ پدر و مادری حق ندارد فرزندش را به عنوان دوست خود انتخاب کند.

✅ روزي ٥٠ بار به جا و به موقع، به او بگوييد تو خوبي. مرسي پسر خوبم، ممنونم دختر خوبم.

✅ از ظاهر او ايراد نگيريد او را با كسي مقايسه نكنيد.

✅ به خاطر اشتباهش او را تنبيه نكنيد.

✅ اجازه بدهيد اشتباهات بي‌خطر كند و در صورت نياز بدون منت كمكش كنيد.

✅ به او احساس گناه ندهيد. مثلا خسته شدم از دستت، پيرم كردي، كاش بميرم راحت بشم. تو هم لنگه بابات / مامانت هستي.

✅ از كودك به عنوان جاسوس استفاده نكنيد.

✅ با او قهر نكنيد.

✅ از خجالتی بودن او در جمع حرفی به میان نیاورید، کودکان خجالتی در برابر حرف‌های اطرافیان بسیار حساس‌اند. حرف زدن در مقابل او با مادر دوستش تنها وضعیت را وخیم‌تر خواهد کرد. کودکان خجالتی بیش از قضاوت‌های منفی به قضاوت‌های مثبت محتاج‌اند.

✅ در پی هر پیشرفت کوچکی او را تحسین کنید.

کودکان خجالتی همیشه فکر می‌کنند دیگران در مورد آن‌ها بد قضاوت می‌کنند. پس هر بار که کار درستی انجام می‌دهد، او را تشویق کنید. مثلا بگویید «من به تو افتخار می‌کنم.»، «چه قدر شجاعی!» و … این امر سبب می‌شود حس عشق در او جان بگیرد.

نکته

اگه همچین علایمی در خودتان یا بزرگسالان اطرافتان می‌بینید، شک نکنید که نیاز به کمک‌های روانشناسی و مشاوره‌ای دارید.

چرا بدگویی از همسر خود جلوی فرزندانمان کاری اشتباه است - بدگویی از همسر

چرا بدگویی از همسر خود جلوی فرزندانمان کاری اشتباه است؟

یکی از عادت‌های بدی که بعضی پدر و مادرها دارند اینست که در حضور بچه‌ها از همسرشان بدگویی کرده و در واقع با بچه خود درد و دل می‌کنند و گویی در پی یار جمع کردن در دعوا و کشمکش‌ها هستند.

غافل از اینکه این مساله چقدر به فرزندان آسیب می‌زند، آسیبی که ممکن است در حد تجاوز جنسی به فرزند ضربه زننده باشد.

این مساله به چند دلیل حایز اهمیت است:

۱) جایگاه پدر یا مادر در ذهن بچه تنزل پیدا می‌کند و آن احترامی که هر فرزندی باید به پدر و مادرش بگذارد از بین می‌رود.
در رتبه اول و در دراز مدت، احترام و ارزش همون والدی که گوینده است زیر سوال خواهد رفت.

۲) آن فرزند از یک رابطه صمیمانه و دوستانه با پدر یا مادرش محروم می‌شود و امنیت عاطفی‌اش به خطر می‌افتد.

۳) از کودکی درگیر مسائل و مشکلاتی می‌شود که مناسب سن او نیست و از او کودکی غمگین با احساس بدبختی و ناایمن می‌سازد.

بیاییم، بیشتر مراقب حرف‌ها در حضور فرزندانمان باشیم.

نکته

این اشتباه و این ظلم در حق فرزندان، در مورد زوج‌هایی که تصمیم جدایی دارند و یا از هم جدا شده‌اند، متاسفانه بیشتر دیده می‌شود و خطر بیشتری دارد.

لطفا این قانون اخلاقی و انسانی را جدی بگیرید.

زمان خصوصی با فرزندان

زمان خصوصی

در حوزه ارتباطات و افزایش صمیمیت در خانواده‌، “زمان خصوصی” اهمیت و تاثیر فوق العاده‌ای دارد.

زمان خصوصی به اوقاتی گفته می‌شود که دو نفر به شکل کامل ذهن، فکر و توجه خود را معطوف به حرف‌ها، احساسات، هیجانات و رفتار طرف مقابل خود نمایند.

این اوقات در خانواده، در سه حالت قابلیت اجرا دارد.

  • ۱) بین والد و فرزند
  • ۲) بین همشیر و همشیره‌ها
  • ۳) بین زوجین


۱) والد و فرزند:

لازم است والدین اوقاتي را براي تعامل با كودك خود اختصاص دهند؛ در اين زمان‌ها که ما به آن «زمان خصوصی والد و فرزند» می‌نامیم، از ابراز موارد زیر بپرهیزید.

در لحظه های خصوصی با فرزندتان از :

⛔ راهنمائي كردن
⛔ نصيحت كردن
⛔ دستور دادن
⛔ سرزنش كردن
⛔ و توبيخ

اجتناب كنید.

با آن‌ها مهربان باشید، احترام بگذارید و علاقه خود را به صورت کلامی یا غیر کلامی ابراز نمایید.

توجه توجه

در مورد نوجوانان اين اوقات خصوصی باید كوتاه‌تر ولی مكرر باشد.

👈 به صحبت‌های آن‌ها گوش کنید، با آن‌ها در زمینه علایق شان حرف بزنید و به فعاليتی بپردازید كه هر دو از آن لذت می‌برید.


۲) بین همشیر و همشیره‌ها

در خانواده‌ای که والدین این رسم و عادت را در ارتباط با فرزندان بنا گذاشته باشند، هم به شکل مستقیم و هم از روش الگو برداری، آموزش بسیار مفید و موثری را به فرزندان خود داده‌اند، این آموزش تاثیر بسیار موثری در سلامت ذهن و روان آن‌ها خواهد گذاشت، و حتی می‌توان گفت که به نوعی آینده آن‌ها را بیمه خواهد کرد.

داشتن یک حمایت‌گر اجتماعی هم سن و سال، اینقدر نزدیک و مشترک در بسیاری از موضوعات، محرومیت‌ها و در سختی‌های خانواده، خودش یک پایگاه امن برای فرزند خواهد بود که به آرامش روان، صلح درونی، عدم احساس تنهایی و مستثنی بودن و … کمک خواهد کرد.

(و صد افسوس برای فرزندی که همشیر و همشیره ندارد و یا اینقدر فاصله بین آن‌ها زیاد است که در شرایط تک فرزندی بزرگ می‌شود.)


چند توصیه به والدین
  • به داشتن وقت خصوصی در هر سه سطح بیان شده به شدت اهمیت بدهید.
  • برای وقت گذرانی بین فرزندانتان، برنامه ریزی کنید و ایجاد موقعیت نمایید.
  • از اعتلاف‌های فرزندان، در شیطنت‌ها و خرابکاری‌ها و اذیت و آزارهای کودکانه، نترسید و حتی خدا را شکر کنید.
  • اگر تک فرزند دارید، هر چه سریعتر به فکر باشید تا مسئولیت تنهایی فرزندتان را برای همیشه به دوش نداشته باشید که بار سنگین و گاهی کمر شکنی خواهد بود. (حتی با قبول فرزند خواندگی )

بنده معتقدم، یک زوج حداقل باید دو فرزند داشته باشند، تا بتوانند وظیفه والدگری خود را کامل کنند.

خانه بزرگ، لباس، امکانات و اسباب بازی‎‌های زیاد، تغذیه کافی، کلاس‌ها و آموزش‌های متعدد، هیچکدام نمی‌تواند جای خواهر و برادر را برای فرزندتان پر کند.

قبول دارم که گاهی می‌تواند سخت باشد ولی در محاسبه سود و زیان، مطمئنم که منافع بیشتری را به دنبال خواهد داشت.



۳) بین زوجین

به نظر می‌رسد، تیکه گم شده احساس خوشبختی و رضایت بسیاری از زوجین, همین وقت گذرانی دو نفره آن‌هاست. خصوصا بعد از گذشت مدتی از ازدواجشان، آمدن بچه، در شرایط مالی سخت، بیماری یکی از اعضا و یا حضور در جمع یا مهمانی‌های خانوادگی، مسافرت‌ها و …. کاملا این اصل مهم پاک شده و فراموش می‌شود.

و وااای به حال زوجینی که در روند زندگی عادی خود هم این اصل مهم را نادیده می‌گیرند.

تحقیقات و پژوهش‌های زیاد در این زمینه نیز اشاره به اهمیت آن دارند. یافته‌ها نشان می‌دهند گسترش دامنه فعالیت‌های اشتراکی با همسر یکی از راه‌هایی است که افراد می‌توانند نشاط زناشویی بیشتری داشته باشند. در این خصوص، زنان بیش از مردان از فعالیت‌های اشتراکی خشنود می‌‌شوند.

همچنین دیده شده که کمبود فعالیت مشترک زوجین با آمار طلاق رابطه مستقیم دارد.

نمونه‌ای از فعالیت‌های مشترک:

  • _ سفرهای کوتاه و بلند دو نفره (داخل و خارج از شهر)
  • _ رفتن به سینما وتئاتر
  • _ ورزش و قدم زدن
  • _ گفتگوی دو نفره در مورد اتفاقات روزانه
  • _ گفتگوی دو نفره در مورد برنامه‌های آینده
  • _ تصویر سازی ذهنی مشترک از رویاها
  • _ کمک در کارای متداول روزانه در منزل (نان و کیک پختن، تمیز کردن ماشین، نظافت منزل و …)
  • _ شرکت در مراسم‌های مذهبی
  • _ مشارکت در امور خیریه
  • و هزارن فعالیت مشترک دیگر


نکته مهم

اگر در هفته حداقل ۱۰ فعالیت مشترک ندارید، اوضاع زندگی شما بحرانیست و باید منتظر فاجعه در ابعاد مختلف زندگی باشید؛ در مورد ارتباط وفادارانه بین خودتان، در مورد فرزندان، در ارتباط با فامیل، دوستان و همسایه‌ها و …

کل نگری در زندگی - مشاوره و اموزش کل نگری

دید کل نگر

در تجربه کاری، بارها مراجعینی داشتم، دید بسیار منفی و کاملا ناراضی از زندگی خود داشته‌اند؛ خسته، ناامید، بی‌انرژی، به تنگ آمده، مایوس و با احساس پوچی و یاس از شرایط زندگی !!!

وقتی وارد مرحله ارزیابی و بررسی تاریخچه زندگی فردی و مشترک آن‌ها شده‌ام، می‌بینم انصافا، جریان زندگی پربار و موفقی را طی کرده اند. مسیر درست و با سرعت مناسبی هم داشته‌اند.

سوالی پیش می‌آید، پس چرا اینقدر ناراضی هستند و به اصطلاح نق و غر می‌زنند؟ شکوه و شکایت دارند، همسرشان را باز خواست می‌کنند او را توبیخ و سرکوفت زده و زندگی را به خود و همسر تلخ و زهر مار می‌کنند؟

(باور کنید گاهی تحمل چنین مراجعی برای یک جلسه طاقت فرسا می‌شود، چه برسد به روزها و ماها زندگی در کنار هم)

دلایل مختلفی می‌توان برای این سوال بیان کرد، ولی در حد اجمال و خاص عرض می‌کنم که «گذشته از آن که ممکن است، کیفیت زندگی آن‌ها مناسب نبوده، و یا با اهداف آن‌ها همخوانی نداشته است (که درمان خاصی را می‌طلبد)، یکی دیگر از دلایل می‌تواند، عدم دید کل نگر آن‌ها باشد.

در واقع این افراد فقط یک جزء موضوع را ملاک قضاوت قرار داده و قدرت برآیند گرفتن از کل زندگی را ندارند، به همین دلیل مدام آه و ناله می‌کنند. (این وضعیت متاسفانه در خانم‌ها بیشتر دیده می‌شود)
در این مورد خاص، توصیه می‌کنم که جریان کل زندگی رو ملاک رضایت یا نارضایتی قرار دهند و مثلاً ملاک فقط فلان اخلاق غیرمتعارف همسر نباشد، در واقع اگه تک بعدی به موضوعات نگاه نکنند، اکثرا نه تنها ناراضی نمی‌شوند بلکه شکر گذار هم خواهند بود.


فرمول و تمرینی برای رسیدن به این منطق : یک ویژگی خوب (و)(+) یک ویژگی نامناسب.

مثال:

همسرم مرد زحمت کشی هست و تن صداش هم بلنده دیگه

بجای :

همسرم دلسوزه‌ها ولی تن صداش بلنده و رو اعصابمه.

می‌بینید.

تکنیک و بجای ولی

در جمله اول ویژگی همسر تفکیک نشده و با هم دیده می‌شود، در جمله دوم دو ویژگی جدا شده و تک تک دیده می‌شوند.


برای تکمیل مطلب، لطفا به فیلم زیر دقت کنید.