چرا بدگویی از همسر خود جلوی فرزندانمان کاری اشتباه است - بدگویی از همسر

چرا بدگویی از همسر خود جلوی فرزندانمان کاری اشتباه است؟

یکی از عادت‌های بدی که بعضی پدر و مادرها دارند اینست که در حضور بچه‌ها از همسرشان بدگویی کرده و در واقع با بچه خود درد و دل می‌کنند و گویی در پی یار جمع کردن در دعوا و کشمکش‌ها هستند.

غافل از اینکه این مساله چقدر به فرزندان آسیب می‌زند، آسیبی که ممکن است در حد تجاوز جنسی به فرزند ضربه زننده باشد.

این مساله به چند دلیل حایز اهمیت است:

۱) جایگاه پدر یا مادر در ذهن بچه تنزل پیدا می‌کند و آن احترامی که هر فرزندی باید به پدر و مادرش بگذارد از بین می‌رود.
در رتبه اول و در دراز مدت، احترام و ارزش همون والدی که گوینده است زیر سوال خواهد رفت.

۲) آن فرزند از یک رابطه صمیمانه و دوستانه با پدر یا مادرش محروم می‌شود و امنیت عاطفی‌اش به خطر می‌افتد.

۳) از کودکی درگیر مسائل و مشکلاتی می‌شود که مناسب سن او نیست و از او کودکی غمگین با احساس بدبختی و ناایمن می‌سازد.

بیاییم، بیشتر مراقب حرف‌ها در حضور فرزندانمان باشیم.

نکته

این اشتباه و این ظلم در حق فرزندان، در مورد زوج‌هایی که تصمیم جدایی دارند و یا از هم جدا شده‌اند، متاسفانه بیشتر دیده می‌شود و خطر بیشتری دارد.

لطفا این قانون اخلاقی و انسانی را جدی بگیرید.

زمان خصوصی با فرزندان

زمان خصوصی

در حوزه ارتباطات و افزایش صمیمیت در خانواده‌، “زمان خصوصی” اهمیت و تاثیر فوق العاده‌ای دارد.

زمان خصوصی به اوقاتی گفته می‌شود که دو نفر به شکل کامل ذهن، فکر و توجه خود را معطوف به حرف‌ها، احساسات، هیجانات و رفتار طرف مقابل خود نمایند.

این اوقات در خانواده، در سه حالت قابلیت اجرا دارد.

  • ۱) بین والد و فرزند
  • ۲) بین همشیر و همشیره‌ها
  • ۳) بین زوجین


۱) والد و فرزند:

لازم است والدین اوقاتي را براي تعامل با كودك خود اختصاص دهند؛ در اين زمان‌ها که ما به آن «زمان خصوصی والد و فرزند» می‌نامیم، از ابراز موارد زیر بپرهیزید.

در لحظه های خصوصی با فرزندتان از :

⛔ راهنمائي كردن
⛔ نصيحت كردن
⛔ دستور دادن
⛔ سرزنش كردن
⛔ و توبيخ

اجتناب كنید.

با آن‌ها مهربان باشید، احترام بگذارید و علاقه خود را به صورت کلامی یا غیر کلامی ابراز نمایید.

توجه توجه

در مورد نوجوانان اين اوقات خصوصی باید كوتاه‌تر ولی مكرر باشد.

👈 به صحبت‌های آن‌ها گوش کنید، با آن‌ها در زمینه علایق شان حرف بزنید و به فعاليتی بپردازید كه هر دو از آن لذت می‌برید.


۲) بین همشیر و همشیره‌ها

در خانواده‌ای که والدین این رسم و عادت را در ارتباط با فرزندان بنا گذاشته باشند، هم به شکل مستقیم و هم از روش الگو برداری، آموزش بسیار مفید و موثری را به فرزندان خود داده‌اند، این آموزش تاثیر بسیار موثری در سلامت ذهن و روان آن‌ها خواهد گذاشت، و حتی می‌توان گفت که به نوعی آینده آن‌ها را بیمه خواهد کرد.

داشتن یک حمایت‌گر اجتماعی هم سن و سال، اینقدر نزدیک و مشترک در بسیاری از موضوعات، محرومیت‌ها و در سختی‌های خانواده، خودش یک پایگاه امن برای فرزند خواهد بود که به آرامش روان، صلح درونی، عدم احساس تنهایی و مستثنی بودن و … کمک خواهد کرد.

(و صد افسوس برای فرزندی که همشیر و همشیره ندارد و یا اینقدر فاصله بین آن‌ها زیاد است که در شرایط تک فرزندی بزرگ می‌شود.)


چند توصیه به والدین
  • به داشتن وقت خصوصی در هر سه سطح بیان شده به شدت اهمیت بدهید.
  • برای وقت گذرانی بین فرزندانتان، برنامه ریزی کنید و ایجاد موقعیت نمایید.
  • از اعتلاف‌های فرزندان، در شیطنت‌ها و خرابکاری‌ها و اذیت و آزارهای کودکانه، نترسید و حتی خدا را شکر کنید.
  • اگر تک فرزند دارید، هر چه سریعتر به فکر باشید تا مسئولیت تنهایی فرزندتان را برای همیشه به دوش نداشته باشید که بار سنگین و گاهی کمر شکنی خواهد بود. (حتی با قبول فرزند خواندگی )

بنده معتقدم، یک زوج حداقل باید دو فرزند داشته باشند، تا بتوانند وظیفه والدگری خود را کامل کنند.

خانه بزرگ، لباس، امکانات و اسباب بازی‎‌های زیاد، تغذیه کافی، کلاس‌ها و آموزش‌های متعدد، هیچکدام نمی‌تواند جای خواهر و برادر را برای فرزندتان پر کند.

قبول دارم که گاهی می‌تواند سخت باشد ولی در محاسبه سود و زیان، مطمئنم که منافع بیشتری را به دنبال خواهد داشت.



۳) بین زوجین

به نظر می‌رسد، تیکه گم شده احساس خوشبختی و رضایت بسیاری از زوجین, همین وقت گذرانی دو نفره آن‌هاست. خصوصا بعد از گذشت مدتی از ازدواجشان، آمدن بچه، در شرایط مالی سخت، بیماری یکی از اعضا و یا حضور در جمع یا مهمانی‌های خانوادگی، مسافرت‌ها و …. کاملا این اصل مهم پاک شده و فراموش می‌شود.

و وااای به حال زوجینی که در روند زندگی عادی خود هم این اصل مهم را نادیده می‌گیرند.

تحقیقات و پژوهش‌های زیاد در این زمینه نیز اشاره به اهمیت آن دارند. یافته‌ها نشان می‌دهند گسترش دامنه فعالیت‌های اشتراکی با همسر یکی از راه‌هایی است که افراد می‌توانند نشاط زناشویی بیشتری داشته باشند. در این خصوص، زنان بیش از مردان از فعالیت‌های اشتراکی خشنود می‌‌شوند.

همچنین دیده شده که کمبود فعالیت مشترک زوجین با آمار طلاق رابطه مستقیم دارد.

نمونه‌ای از فعالیت‌های مشترک:

  • _ سفرهای کوتاه و بلند دو نفره (داخل و خارج از شهر)
  • _ رفتن به سینما وتئاتر
  • _ ورزش و قدم زدن
  • _ گفتگوی دو نفره در مورد اتفاقات روزانه
  • _ گفتگوی دو نفره در مورد برنامه‌های آینده
  • _ تصویر سازی ذهنی مشترک از رویاها
  • _ کمک در کارای متداول روزانه در منزل (نان و کیک پختن، تمیز کردن ماشین، نظافت منزل و …)
  • _ شرکت در مراسم‌های مذهبی
  • _ مشارکت در امور خیریه
  • و هزارن فعالیت مشترک دیگر


نکته مهم

اگر در هفته حداقل ۱۰ فعالیت مشترک ندارید، اوضاع زندگی شما بحرانیست و باید منتظر فاجعه در ابعاد مختلف زندگی باشید؛ در مورد ارتباط وفادارانه بین خودتان، در مورد فرزندان، در ارتباط با فامیل، دوستان و همسایه‌ها و …

کتاب های انتشارات صابرین

شناخت مراحل رشد؛ معرفی کتاب رویکرد رفتاری

مراحل رشد به شکل شناخت مراحل را، در کتاب‌های انتشارات صابرین داریم تا سن 5 سالگی؛ که به اسم کلیدهای تربیت کودکان و نوجوانان، کتاب‌هایی که از نظر مقاطع و مراحل رشدی بچه‌ها را معرفی می‌کند تفاوت‌های هر سن رو شرح می‌دهد. البته انتشارات انجمن اولیا و مربیان هم کتاب‌های مفیدی با تفکیک گروه سنی دارد.

و اما انتشارات تبلور، سری کتاب‌های SOS کمک به والدین را هم به شکل مجازی به فروش گذاشته است که البته از نظر آموزش اصول فرزندپروری خیلی مفید و کابردی است.

کتاب آقای علیرضا تبریزی به اسم “رفتار درمانی” هم کتاب بسیار خوبیست؛ لازم است که وقتی بحث تربیتی می‌شود از کتاب عمیق و بنیادی دکتر خسرو باقری به نام “نگاهی دوباره به تربیت اسلامی” هم یاد کنیم.

امیدوارم از مطالب این کتاب‌ها در نقش صحیح تربیتی بهترین استفاده بعمل آید.

در سری کتاب‌های کلید، انتشارات صابرین، موضوعات مختلف را می‌توانید پیدا کنید. در سری کتاب‌های S0S هم همینطور؛ با این تفاوت که “کلید” به بیان تفاوت‌ها و ویژگی‌های هر گروه سنی بهتر پرداخته است.

آشنایی با کتاب «رویکردی رفتاری»

رویکرد رفتاری در خصوص پرورش و تربیت کودکان، برای درک آنان و کمک به تغییر آن‌ها بسیار مفید است. رویکرد رفتاری می‌گوید که رفتار خوب و بد هر دو آموخته‌شده هستند، هم‌چنین رفتار می‌تواند «یادگیری‌زدایی» شده یا تغییر پیدا کند. علت خوش‌رفتاری و سوء رفتار کودکان، راه‌های افزایش رفتار خوب، روش‌های عمده‌ای برای متوقف ساختن رفتار بد، مهارت‌های اساسی در روش محرومیت زمان‌مند، و کمک به کودک برای بیان احساسات.

MOTHER AND DAUGHTER

رفتارهای سازنده ارتباط با نوجوان

بسیاری از خانواده‌هایی که فرزند نوجوان دارند، از نحوه ارتباط و مکالمه فرزندشان، شکایت دارند.

 موضوعاتی مانند:

  • اصلا با ما حرف نمی‌زنه
  • اصلا حرف شنوی نداره
  • فقط با دوستاش ارتباط داره
  • ما را قبول نداره و مدام میگه “شما منو نمی‌فهمین”

والدینی که فرزندان نوجوان دارند به شدت نگران آینده فرزندانشان هستند و باید بگویم که ترس بجایی دارند.

امروز به این موضوع خواهیم پرداخت.

تاکیدم این است که مسئولیت برقراری ارتباط با فرزندان به عهده شما والدین محترم است و بجای شکوه و شکایت از نوجوانتان باید به رفتار خودتان بازنگری داشته باشید.

رفتارهای سازنده ارتباط:

  1. هر از چند گاهی از خاطرات خوب، بد، اشتباه و خطاهای خودتان برای فرزندتان تعریف کنید. از حس و حال آن موقع و الانتان نسبت به آن اشتباهات بگویید.

نترسید، بچه‌ها جسور نمی‌شوند (به اندازه کافی هستن)، تنها پیامد این رفتار حس دوستی و صمیمیت بین شماست. حس شبیه بودن، حس اعتماد برای گفتن رازهای خودشان و راحت‌ترین روش برای شروع ارتباط …

ارتباط یک جاده یکطرفه نیست، دو طرفه است که باید از طرف شما افتتاح شود.

active-listening-teenagers

خوب گوش کنید و فقط بشنوید.

وقتی پای درد دل نوجوانان می‌نشینیم متوجه می‌شویم که اکثرا می‌گویند “کسی حرف‌های من را گوش نمی‌دهد”.

و چقدر درست می‌گویند!

توصیه دوم من این است که فرصت و شرایطی فراهم کنید تا فرزتدتان حرف بزند و شما فقط گوش کنید.

به عنوان سرگرمی و وقت گذرانی در خانواده (مثل اسم شهر، شطرنج و… ) هریک از اعضا یک یا دو جمله یادداشت کند ( آرزو، خواسته، ترس‌ها، گله و یا هر چیز)

بعد به نوبت نوشته خود را بخواند و بقیه با چشم بسته فقط گوش کنند و سعی کنند جمله او را حفظ کنند. (تاکید می‌کنم فقط گوش دهند در سکوت مطلق)

و در برگه خودشان در سطری که اسم نویسنده نوشته شده، از حفظ آن جمله را بنویسند. سپس هر یک جمله‌ای را که  شنیده‌اند و یادداشت کرده اند را  تکرار کنند .

نه جواب دهند، نه توضیح دهند، نه عصبانی شوند و نه ناراحت… عینا جمله را تکرار کنند. (انعکاس مطلب)

و در مرحله بعد هر یک سعی کنند فقط استنباط حسی خودشان را از جمله شنیده شده بیان کنند. (انعکاس احساس)

حتی می‌شود با ابتکار عملی و امتیاز بندی به یک بازی مفید با هدف تقویت هنر گوش دادن تبدیل شود.

این را فراموش نکنید، در ارتباط با نوجوانان لازم نیست برای هر حرف آنان جواب، توضیح یا پند و اندرزی داشته باشید، همین که فقط گوش بدهید خودش بسیار آرام‌بخش خواهد بود. مگر خودشان اصرار به جواب داشته باشند که باید به یک یا چند کلمه اکتفا کرد.

به قول یکی از اساتید بنده که موکداً می‌گفتند، در مکالمه با نوجوانان حتی جوانان اگر ساکت باشید، کسی نمی‌گوید “لال هستی”

155298523-56a2dcd75f9b58b7d0cf5126

استفاده از قدرت تلقین

انسان موجودی تلقین پذیر است؛ داستان‌ها و شواهد بسیاری برای این ادعا شنیده‌اید، نیاز به تکرار نمی‌بینم.

شما از این ویژگی چقدر استفاده می‌کنید؟ یا بهتره بگویم، چقد استفاده مفید می‌کنید؟

یک بررسی: دقت کنید از آغاز سال ٩٩ چه چیزهایی به عزیزانتان و بلاخص به نوجوانتان گفته‌اید وتکرار کرده‌اید.

در جمع یا در خلوت؟ در حضور او یا پنهان از او؟ از چه القابی استفاده کرده‌اید؟ چه صفاتی را به او نسبت داده‌اید؟

چقدر عشق و علاقه شما در واژه‌هایی که بکار می برید، پیداست؟

آیا امید و آرزوهایی را که برای فرزندتان دارید را به زبان می‌آورید یا مفاهیمی را که از آن می‌ترسید را تکرار و القا می‌کنید؟

گاهی در بعضی مراجعین تضاد فاحش دیده می‌شود و من به عنوان مشاور سردرگم می‌شوم، چه برسد آن نوجوان بی‌پناه !

یادمان نرود: واژه‌ها قدرت زیادی دارند؛ پس بیاید برای انتخاب آینده فرزندانمان، از واژه‌ها و افکار مثبت و مفید برای القا استفاده کنیم تا تعارضی بین خواسته‌هایمان و رفتارمان وجود نداشته باشد، که وجود تعارض در روابط، بزرگ‌ترین مانع ارتباطی می‌باشد.

خودتان را در شرایط مشابه تجسم کنید، آیا به کسی که در رفتارش و گفتارش تعارض و دوگانگی می‌بینید، می‌توانید اعتماد کنید؟ و اگر رابطه‌ای داشته‌اید آیا غیر از این است که ترجیح می‌دهید فاصله بگیرید و رابطه را کم کنید؟

لطفا دقت کنید، دقت کنید، دقت کنید …

با فرزندانمان چه می‌کنیم؟؟!!

FamilyAtPark1000x400

احترام به نوجوان

در تقسیم بندی مراحل رشد انسان، از حدود ۱۰ سالگی تا حدود٢۰ سالگی را دوره نوجوانی می‌نامند که خودش به دو دوره ١۰ تا ١٥ سالگی (نوجوانی اولی) و ١٥ تا ٢۰ سالگی (نوجوانی ثانوی) تقسیم می‌شود.

نوجوانی را دوره آشفتگی می‌نامند، آشفتگی در همه چیز؛ خصوصا در هویت،  شخصیت، ایده آل‌ها، انتخاب شغل، غذا، مدل مو, لباس و …

و بعد از آن دوره جوانی فرا می‌رسد، یعنی دوره استقلال و ثبات. دوره هویت و شخصیت منسجم‌تر …

فعلا بگذریم.

زمانی را تصور کنید که نوجوان همسایه یا فامیل برای مدتی پیش شما مهمان است، چه رفتاری با او دارید؟ از چه کلمات و واژه هایی استفاده می‌کنید؟چطور از او پذیرایی می‌کنید؟ اگر خطا یا اشتباهی کند (مثلا لیوانی از دست او بیوفتد یا گلدانی را بشکند)، شما چه می‌کنید؟ چرا؟

حالا برگردیم:

شما در چه سنی از خانواده‌تان جدا شدید؟

نوجوانتان الان چند سال دارد؟

چقدر مانده تا به سن استقلال برسد؟

فکر می‌کنید احتمالا او چند سال دیگه مهمان شماست؟

آیا به این مهمانتان، نورچشمتان، عزیز دلتان، امید و آرزویتان، به اندازه نوجوان همسایه حرمت و احترام گذاشته‌اید؟

بله می‌خواهم به صراحت بگویم که فرزندانمان به واقع، چند سالی مهمان خانه‌ها و سفره‌های ما هستند و به زودی وقتی کمی پرو بال درآوردند از این آشیانه می‌پرند و باید بپرند. (درست مثل خود شما)

از پیش ما می‌روند و این ما هستیم که روزها و ساعت‌ها را باید در حسرت دیدنشان سپری کنیم.

با این حرف من موافقید؟

اگر نیستید، شما را به پدر و مادرتان ارجاع می‌دهم. آن‌ها بهترین شاهد و گواه برای حرف‌های من و آیینه تمام‌نمای آینده شما هستند.

واقعا “خیلی زود، دیر می‌شود”

familydoinghomework-58b890a25f9b58af5c2e27f8

هماهنگی و یگانگی تربیتی

هماهنگی و یگانگی تربیتی، در همه گروه‌های سنی و خصوصا نوجوانی مسئله بسیار بسیار مهمی می‌باشد.

باید بگویم که خدا باید به داد نوجوانی برسد که بد و خوب, درست وغلط, زشت و زیبای پدر ومادرش با هم فرق دارد.

و نادان‌ترین پدر مادرها، والدینی هستند که هر دو نفر عاقل و بالغ و تحصیل کرده و پرادعا هستند اما نمی‌توانند همدیگر را قانع کنند و این انبساط روانی و ذهنی را برای فهم همدیگر ندارند، آنوقت از یک بچه بی‌پناه توقع دارند که او، آن‌ها را بفهمد!

به پشتوانه تمام تخصصم می‌گویم بد‌تربیت‌کردن اما هماهنگ عمل کردن، خیلی بهتر از این است که فرزندانتان، اختلاف شما را ببینند که مادر، پدر را محکوم کند و پدر مادر را.

این نوع والدین باید بدانند که هر دو مشکل دارند و قبل از فرزندانشان خودشان باید تربیت شوند.

کمی تند رفتم ؟؟

وقتی چهره معصوم فرزندان را تجسم می‌کنم. ناراحت می شوم.

خب حالا چه کنیم؟

Parent-Consultation

دوری از قضاوت پدر و مادر

پدر گرامی، مادر عزیز

لطفا برای هرگونه تصمیم گیری و برنامه ریزی برای فرزندتان ابتدا در خلوت و بدور از چشم آن‌ها با هم مشورت و صحبت منطقی داشته باشید.

همه مسائل را بررسی کنید و سعی کنید همدیگر را قانع کنید. اگر هم به توافق نرسیدید، تصمیم گیری را وقت دیگری بگذارید، اگر محدودیت زمانی دارید والدی که عاقل‌تر است، به نفع فرزندتان کوتاه بیاید.

باور کنید این کوتاه آمدن نشانه ضعف و نادانی شما نیست. بلکه کاملا به معنای درک و فهم بیشتر شما در جهت تربیت بهتر است. اما در فرصتی مناسب دوباره با همسرتان مذاکره کنید و درست بودن نظرتان را اثبات کنید؛ در آرامش و بدور از دید بچه‌ها.

زیرا مسئله اصلی این است که نوجوان شما نباید شما را در دو جبهه مخالف ببیند و خدای نکرده بفهمد که پدر و مادرم همدیگر را قبول ندارند.

 چنین فرزندی دیگر هیچ ؤقت برای هیچ کدامتان ارزشی قائل نمی‌شود و این شما هستید که این اعتماد را از او سلب کرده‌اید.

شما پدر عزیزی که مادر را جلوی فرد تخریب می‌کنی، در ابتدا ارزش و اعتبار خودت را پایمال کرده‌ای! و طفلکی نوجوانی که در آنِ واحد، هم ارزش مادرش و هم ارزش پدرش از بین می‌رود.

الان که خود سن و سالی دارید و صاحب فرزند هستید، تصور کنید کسی بیاید و به مادرتان توهینی کند، چه حالی پیدا می‌کنید؟ (حتی اگر آن فرد در مورد مادرتان درست می‌گوید.) آیا غیر از آن است که ابتدا از خود او متنفر می‌شوید؟ پس چطور به خودتان اجازه می‌دهید به مادر فرزندتان توهین یا خدای نکرده بی‌احترامی کنید؟

و شما مادر مهربان و عزیزی که بیشتر ظاهر مظلوم نمایی می‌گیرید و زود با آه و فغان، فریاد خسته شدن و کم آوردن سر می‌دهید! هیچ می‌دانید با تخریب رفتار پدر و ایراد گرفتن‌هایتان جلوی بچه‌ها، چه زلزله‌ای بر پایه‌های استوار خانه و خانواده‌ وارد می‌کنید چون ابهت و شخصیت استوار پدر، مهم‌ترین بخش شکل‌دهی شخصیت فرزندتان می‌باشد.

پس بیایید به هم قول بدهید تحت هیچ شرایطی اجازه ندهید فرزندانتان مشاهده‌گر جر و بحث‌های شما باشند. اگر متوجه اختلاف نظرتان بشوند اشکالی ندارد، ولی شاهد بحث شما نباشند.

در خصوص موضوعات قابل پیش‌بینی و برنامه‌ریزی که مشکل زیادی پیش نخواهد آمد. ولی ممکن است درشرایطی خاص و اتفاقی کمی توضیح بیشتری لازم باشد، در هر زمان و هر مکانی لحظه‌ای همدیگر را به گوشه‌ای صدا بزنید و بعد از مباحثه با یک نظر واحد پیش بچه‌ها برگردید. این خلوت چند دقیقه‌ای حق شماست و در هر جمعی برای تصمیم گیری‌های لحظه‌ای و آنی، این حق را برای خودتان  قائل شوید.

مثلا یک والد برای انجام کاری یا رفتن به جایی یا خوردن چیزی و یا … به فرزندتان اجازه داده و شما به شدت ناراضی هستید، اجازه ندارید جلوی بچه مخالفت یا اعتراضتان را بازگو کنید؛ و نهایتا می‌گویید بچه‌ها کمی صبر کنید برای من سوالی پیش آمده …

یا اینکه من با بابا صحبتی دارم، یا اینکه انگار من چیزی را فراموش کردم و باید با مامان صحبت کنم ووووو …

آنوقت به مکان دیگه‌ای بروید و به توافق برسید و با بیان جمله‌ای شبیه به این که ما به این نتیجه رسیدیم که شما ….

و این جمله باید توسط والدی که نظر مخالف داشته به بچه‌ها اعلام شود.

نترسید؛ شاید برای شروع کمی دقت بخواهد ولی وقتی روتین زندگی شود و اثرات فوق العاده آن بر آرامش زندگی و فرزندان را ببینید، انگیزه خوبی خواهید داشت و به راحتی جای خودش را باز می‌کند؛ و به مرور تعداد این موارد نیز کاهش می‌یابد و نهایتا در طول هفته چند بار به چنین شرایطی برخورد می‌کنید.

امیدوارم هیچ بچه‌ای دچار قضاوت بین پدر و مادرش نشود که بد دردیست …

img-20180228-5a968be2763f5

مذاکره و مشورت؛ موضوع مشترکی که هم معضل والدین است و هم از مسائلی است که نوجوانان نیز از والدین شکایت دارند.

قبل از وارد شدن به بحث به دو نکته باید اشاره کنم.

١) مشورت با مشاوره تفاوت فاحشی دارد.

مشورت، دانستن نظر فرد دیگر درمورد یک مسئله‌ایست که برای تصمیم گیری در مورد آن شک به دو هستید و می‌تواند در مورد فرد دیگری هم باشد.

ولی مشاوره، یک رابطه یاری رسان و عمیق دو نفره است، تا مراجع بتواند دید روشن‌تری نسبت به مسایل خود پیدا نموده جایگاه خود و دیگران و نیز عوامل محیطی و اجتماعی را در مورد مسایل خود درک کند و با شناخت و استفاده از قابلیت‌ها و توانمندی‌های خود به حل مسایلش بپردازد. (مشاوره جامع‌تر از مشورت، راهنمایی و روانشناسی می‌باشد)

٢) قدم اول در انجام یک مذاکره و مشورت موفق، روشن بودن سطح مسئولیت و نقش هر فرد در خانواده است.

 تصمیم گیری نهایی درباره مسائل مورد مذاکره و مشورت، بعهده مسئول آن حیطه از خانواده است؛ در خانواده‌هایی که این سطوح مشخص نیست بهم‌ریختگی‌های زیادی دیده می‌شود و موجب این می‌شود که همه ناراضی باشند …

 مثلا نوجوان انتظار دارد پدر و مادر درباره فرزندآوری نظر او را اعمال کند !!! (دخالت در حیطه زوجین)

یا در مورد خرید ماشین، نوع سفر و مخارجی از این قبیل … (حیطه مالی)

و این نارضایتی دو طرفه، صرفا بخاطر غفلت از سطوح و حیطه مسئولیت است. فرزندان باید بدانند که در حیطه‌های دیگر فقط می‌توانند نظر بدهند؛ نه مطالبه‌گر باشند و نه انتظار نابجا داشته باشند.

حیطه قدرت تصمیم گیری دقیقا همان حیطه مسئولیت است و اگر از خانواده هایی هستید که در خصوص سطوح مسئولیتی، شناخت و توافق ندارید، توصیه می‌کنم هر چه سریع‌تر به فکر سروسامان دادن به آن باشید و با اطمینان می‌گویم که بین۴۰ تا ٥۰ درصد مشکلات و بی‌برنامگی، جسارت‌ها، دخالت‌ها و بی‌مسئولیتی‌های افراد، برطرف خواهند شد.

بوئن، نظریه پرداز خانواده، معتقد است که تمام مشکلات خانواده‌ها، چه درون خانواده چه بین خانواده‌ها، بعلت آشفتگی یا خشکی بیش از حد مرزهای نامرئی بین حیطه‌ها و زیر منظومه‌های خانوادگی می‌باشد.

لطفا خانواده خود را در این خصوص بررسی کنید. در فرصت بعدی مشخصا به موضوع مذاکره و مشورت با نوجوانان می‌پردازم.