درمان خجالت در کودکان

درمان خجالت در کودکان

كودك خجالتي، كودك “مضطربي”ست كه باور دارد من بد هستم همه بد هستند، و اين افراد بد اگر از بدي من اگاه شوند به من اسيب مي‌زنند. خجالت به معني عدم حرمت نفس همراه با اضطراب مي‌باشد.

✅ هميشه احساس كودك را تاييد كنيد.

وقتي ترسيد نگویيد اين كه ترس نداره يا نترس، بايد گفت «مي‌دونم مي‌ترسي». در صورت نفي و رد احساس كودك، او به اين نتيجه مي‌رسد كه من هيچي نمي‌فهمم، هر چه احساس مي‌كنم اشتباه است و شروع به نفي احساس خود و شخصيت خود مي‌كند.

✅ كودك را به صورت مستقيم تصحيح نكنيد.

هرگز او را جلوي دوستانش يا در مقابل جمع يا حتي جلوي خواهر و برادرش اصلاح نكنيد. اگر كلمه‌اي گفت كه اشتباه بود، در جمله‌اي از آن كلمه استفاده كنيد. در صورت لزوم، در اتاقش به تنهايي درباره كار اشتباهش صحبت كنيد.

✅ وقتي با شما صحبت ميكند به او توجه مخصوص نشان بدهيد.

اگر در حال تلفن حرف زدن، صحبت با دوستانتان، كار با كامپيوتر، يا تماشاي تلويزيون هستيد لحظه اي كارتان را متوقف كنيد، به چشمانش نگاه كنيد، و در صورت لزوم از او بخواهيد بعد از اتمام كارتان با او صحبت خواهيد كرد.

✅ از او بخواهيد برايتان كتاب بخواند، اواز بخواند، فيلمي كه ديده را تعريف كند و نشان بدهيد مشتاق شنيدنيد

✅ هرگز به او يا كارهايش نخنديد؛ مخصوصا در جمع. حتي به كارهاي بامزه‌ش نخنديد مگر انكه خودش اين خواسته يا انتظار را داشته باشد.

✅ بعد از شش سالگي با كمك مربي خصوصي او را در زمينه يك ورزش “گروهي” مثل فوتبال يا بسكتبال بسازيد تا در زمين ورزشي بدرخشد.

✅ هرگز با فرزندتان درد دل نكنيد. (تجاوز غيرجنسي به كودك با عوارضي شبيه تجاوز جنسي) بدي ديگران مخصوصا همسر خود را هرگز به او نگوييد. پدر و مادر باید دوست فرزندانشان باشند ولی هیچگاه هیچگاه هیچگاه هیچ پدر و مادری حق ندارد فرزندش را به عنوان دوست خود انتخاب کند.

✅ روزي ٥٠ بار به جا و به موقع، به او بگوييد تو خوبي. مرسي پسر خوبم، ممنونم دختر خوبم.

✅ از ظاهر او ايراد نگيريد او را با كسي مقايسه نكنيد.

✅ به خاطر اشتباهش او را تنبيه نكنيد.

✅ اجازه بدهيد اشتباهات بي‌خطر كند و در صورت نياز بدون منت كمكش كنيد.

✅ به او احساس گناه ندهيد. مثلا خسته شدم از دستت، پيرم كردي، كاش بميرم راحت بشم. تو هم لنگه بابات / مامانت هستي.

✅ از كودك به عنوان جاسوس استفاده نكنيد.

✅ با او قهر نكنيد.

✅ از خجالتی بودن او در جمع حرفی به میان نیاورید، کودکان خجالتی در برابر حرف‌های اطرافیان بسیار حساس‌اند. حرف زدن در مقابل او با مادر دوستش تنها وضعیت را وخیم‌تر خواهد کرد. کودکان خجالتی بیش از قضاوت‌های منفی به قضاوت‌های مثبت محتاج‌اند.

✅ در پی هر پیشرفت کوچکی او را تحسین کنید.

کودکان خجالتی همیشه فکر می‌کنند دیگران در مورد آن‌ها بد قضاوت می‌کنند. پس هر بار که کار درستی انجام می‌دهد، او را تشویق کنید. مثلا بگویید «من به تو افتخار می‌کنم.»، «چه قدر شجاعی!» و … این امر سبب می‌شود حس عشق در او جان بگیرد.

نکته

اگه همچین علایمی در خودتان یا بزرگسالان اطرافتان می‌بینید، شک نکنید که نیاز به کمک‌های روانشناسی و مشاوره‌ای دارید.

#کفش نارنجی - برای#خودت#زندگی#کن#نه#دیگران

کفش نارنجی

این متن زیبا را یکی از دوستان مقطع دکتری دانشگاه در اختیارم گذاشت، به نظرم جالب و انگیزشی بود، با شما به اشتراک می‌گذارم، لطفا نظرتون و احساستون را برام بنویسید.

چقدر از این کفش‌های نارنجی در زندگی داشتید یا دارید؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
| 👠 کفش نارنجی |
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پشت ویترین مغازه کفش فروشی ایستاده بود، قیمت‌ها را می‌خواند و با پولی که جمع کرده بود مقایسه می‌کرد تا چشمش به آن کفش نارنجی که یک گل بزرگ نارنجی هم روی آن بود، افتاد …. بعد از آن دیگر کفش‌ها را نگاه نکرد، قیمتش صد تومان از پولی که او داشت بیشتر بود.

آن شب به پدرش گفت که می‌خواهد کفش بخرد و صد تومان کم دارد … بعد از شام پدرش دو تا اسکناس پنجاه تومانی به او داد و گفت: فردا برو بخر، تا صبح خواب کفش نارنجی را دید که با یک دامن نارنجی پوشیده بود و می‌رقصید و زیباترین دختر دنیا شده است.

فردا بعد از مدرسه با مادرش به مغازه کفش فروشی رفت، مادر تا کفش نارنجی را دید، اخم‌هایش را در هم کشید و گفت: دخترم تو دیگه بزرگ شده‌ای برای تو زشته و با اجبار برایش یک جفت کفش قهوه‌ای خرید…

شش سال بعد وقتی که هجده سالش بود، با نامزدش به خرید رفته بودند، کفش نارنجی زیبایی با پاشنه بلند پشت ویترین یک مغازه بود، دلش برای کفش‌ها پر کشید، به نامزدش گفت: چه کفش قشنگی اینو بخریم؟ نامزدش خنده‌ای کرد و گفت: خیلی رنگش جلفه، برای یه خانم متاهل زشته. فقط لب‌های شیرین خندید. 

دو سال بعد پسرش به دنیا آمد… بیست و هفت سال به سرعت گذشت …

دیگر زمانه عوض شده بود و پوشیدن کفش نارنجی نه جلف بود و نه زشت. یک روز که با شوهرش در حال قدم زدن بودند، برای هزارمین بار، کفش نارنجی اسپرت زیبایی پشت ویترین مغازه، دلش را برد. به شوهرش گفت: بریم این کفش نارنجی رو بپوشم ببینم تو پام چه جوریه. شوهرش اخمی کرد و گفت: با این کفش روت میشه بری خونه مادرزن پسرمون!!!

این بار حتی لب‌های شيرين نتوانست بخندد !!!

بیست سال دیگر هم گذشت …

در تمام جشن تولدهای نوه‌اش که دختری زیبا، شبیه به خودش بود، علاوه بر کادو یک کفش نارنجی هم می‌خرید. 

این را تمام فامیل می‌دانستند و هر کس علتش را می‌پرسید او می‌خندید و می‌گفت: کفش نارنجی شانس میاره. آن شب، در جشن تولد بیست و سه سالگی نوه‌اش، در میان کادوها، یک کفش نارنجی دیگر هم بود… 

پسرش در حالیکه کفش‌ها را جلوی پای شیرین گذاشت، گفت: مامان برات کفش نارنجی خریدم که شانس میاره …. 
بالاخره در سن هفتاد سالگی، کفش نارنجی پوشید، دلش میخواست بخندد اما گریه امانش نمی‌داد.

در یک آن به سن دوازده سالگی برگشت، پشت ویترین مغازه کفش فروشی ایستاد و پنجاه و هشت سال جوان شد …  

نوه‌اش او را بوسید و گفت: مامان بزرگ چقدر به پات میاد. 

آن شب خواب دید که جوان شده، کفش‌های نارنجی‌اش را پوشیده و در عروسی نوه‌اش می‌رقصد.

وقتی از خواب بیدار شد و کفش‌های نارنجی را روی میز کنار تخت دید با خودش گفت: امروز برای خودم یک دامن نارنجی می‌خرم …

همین امروز کفش‌هاى نارنجى زندگیتان را بخرید.
تا هفتاد سالگى صبر نکنید،
این زندگى مال شماست !!!
سکان زندگیتان را، خودتان به دست بگیرید.

#برای#خودت#زندگی#کن#نه#دیگران

چرا بدگویی از همسر خود جلوی فرزندانمان کاری اشتباه است - بدگویی از همسر

چرا بدگویی از همسر خود جلوی فرزندانمان کاری اشتباه است؟

یکی از عادت‌های بدی که بعضی پدر و مادرها دارند اینست که در حضور بچه‌ها از همسرشان بدگویی کرده و در واقع با بچه خود درد و دل می‌کنند و گویی در پی یار جمع کردن در دعوا و کشمکش‌ها هستند.

غافل از اینکه این مساله چقدر به فرزندان آسیب می‌زند، آسیبی که ممکن است در حد تجاوز جنسی به فرزند ضربه زننده باشد.

این مساله به چند دلیل حایز اهمیت است:

۱) جایگاه پدر یا مادر در ذهن بچه تنزل پیدا می‌کند و آن احترامی که هر فرزندی باید به پدر و مادرش بگذارد از بین می‌رود.
در رتبه اول و در دراز مدت، احترام و ارزش همون والدی که گوینده است زیر سوال خواهد رفت.

۲) آن فرزند از یک رابطه صمیمانه و دوستانه با پدر یا مادرش محروم می‌شود و امنیت عاطفی‌اش به خطر می‌افتد.

۳) از کودکی درگیر مسائل و مشکلاتی می‌شود که مناسب سن او نیست و از او کودکی غمگین با احساس بدبختی و ناایمن می‌سازد.

بیاییم، بیشتر مراقب حرف‌ها در حضور فرزندانمان باشیم.

نکته

این اشتباه و این ظلم در حق فرزندان، در مورد زوج‌هایی که تصمیم جدایی دارند و یا از هم جدا شده‌اند، متاسفانه بیشتر دیده می‌شود و خطر بیشتری دارد.

لطفا این قانون اخلاقی و انسانی را جدی بگیرید.

زمان خصوصی با فرزندان

زمان خصوصی

در حوزه ارتباطات و افزایش صمیمیت در خانواده‌، “زمان خصوصی” اهمیت و تاثیر فوق العاده‌ای دارد.

زمان خصوصی به اوقاتی گفته می‌شود که دو نفر به شکل کامل ذهن، فکر و توجه خود را معطوف به حرف‌ها، احساسات، هیجانات و رفتار طرف مقابل خود نمایند.

این اوقات در خانواده، در سه حالت قابلیت اجرا دارد.

  • ۱) بین والد و فرزند
  • ۲) بین همشیر و همشیره‌ها
  • ۳) بین زوجین


۱) والد و فرزند:

لازم است والدین اوقاتي را براي تعامل با كودك خود اختصاص دهند؛ در اين زمان‌ها که ما به آن «زمان خصوصی والد و فرزند» می‌نامیم، از ابراز موارد زیر بپرهیزید.

در لحظه های خصوصی با فرزندتان از :

⛔ راهنمائي كردن
⛔ نصيحت كردن
⛔ دستور دادن
⛔ سرزنش كردن
⛔ و توبيخ

اجتناب كنید.

با آن‌ها مهربان باشید، احترام بگذارید و علاقه خود را به صورت کلامی یا غیر کلامی ابراز نمایید.

توجه توجه

در مورد نوجوانان اين اوقات خصوصی باید كوتاه‌تر ولی مكرر باشد.

👈 به صحبت‌های آن‌ها گوش کنید، با آن‌ها در زمینه علایق شان حرف بزنید و به فعاليتی بپردازید كه هر دو از آن لذت می‌برید.


۲) بین همشیر و همشیره‌ها

در خانواده‌ای که والدین این رسم و عادت را در ارتباط با فرزندان بنا گذاشته باشند، هم به شکل مستقیم و هم از روش الگو برداری، آموزش بسیار مفید و موثری را به فرزندان خود داده‌اند، این آموزش تاثیر بسیار موثری در سلامت ذهن و روان آن‌ها خواهد گذاشت، و حتی می‌توان گفت که به نوعی آینده آن‌ها را بیمه خواهد کرد.

داشتن یک حمایت‌گر اجتماعی هم سن و سال، اینقدر نزدیک و مشترک در بسیاری از موضوعات، محرومیت‌ها و در سختی‌های خانواده، خودش یک پایگاه امن برای فرزند خواهد بود که به آرامش روان، صلح درونی، عدم احساس تنهایی و مستثنی بودن و … کمک خواهد کرد.

(و صد افسوس برای فرزندی که همشیر و همشیره ندارد و یا اینقدر فاصله بین آن‌ها زیاد است که در شرایط تک فرزندی بزرگ می‌شود.)


چند توصیه به والدین
  • به داشتن وقت خصوصی در هر سه سطح بیان شده به شدت اهمیت بدهید.
  • برای وقت گذرانی بین فرزندانتان، برنامه ریزی کنید و ایجاد موقعیت نمایید.
  • از اعتلاف‌های فرزندان، در شیطنت‌ها و خرابکاری‌ها و اذیت و آزارهای کودکانه، نترسید و حتی خدا را شکر کنید.
  • اگر تک فرزند دارید، هر چه سریعتر به فکر باشید تا مسئولیت تنهایی فرزندتان را برای همیشه به دوش نداشته باشید که بار سنگین و گاهی کمر شکنی خواهد بود. (حتی با قبول فرزند خواندگی )

بنده معتقدم، یک زوج حداقل باید دو فرزند داشته باشند، تا بتوانند وظیفه والدگری خود را کامل کنند.

خانه بزرگ، لباس، امکانات و اسباب بازی‎‌های زیاد، تغذیه کافی، کلاس‌ها و آموزش‌های متعدد، هیچکدام نمی‌تواند جای خواهر و برادر را برای فرزندتان پر کند.

قبول دارم که گاهی می‌تواند سخت باشد ولی در محاسبه سود و زیان، مطمئنم که منافع بیشتری را به دنبال خواهد داشت.



۳) بین زوجین

به نظر می‌رسد، تیکه گم شده احساس خوشبختی و رضایت بسیاری از زوجین, همین وقت گذرانی دو نفره آن‌هاست. خصوصا بعد از گذشت مدتی از ازدواجشان، آمدن بچه، در شرایط مالی سخت، بیماری یکی از اعضا و یا حضور در جمع یا مهمانی‌های خانوادگی، مسافرت‌ها و …. کاملا این اصل مهم پاک شده و فراموش می‌شود.

و وااای به حال زوجینی که در روند زندگی عادی خود هم این اصل مهم را نادیده می‌گیرند.

تحقیقات و پژوهش‌های زیاد در این زمینه نیز اشاره به اهمیت آن دارند. یافته‌ها نشان می‌دهند گسترش دامنه فعالیت‌های اشتراکی با همسر یکی از راه‌هایی است که افراد می‌توانند نشاط زناشویی بیشتری داشته باشند. در این خصوص، زنان بیش از مردان از فعالیت‌های اشتراکی خشنود می‌‌شوند.

همچنین دیده شده که کمبود فعالیت مشترک زوجین با آمار طلاق رابطه مستقیم دارد.

نمونه‌ای از فعالیت‌های مشترک:

  • _ سفرهای کوتاه و بلند دو نفره (داخل و خارج از شهر)
  • _ رفتن به سینما وتئاتر
  • _ ورزش و قدم زدن
  • _ گفتگوی دو نفره در مورد اتفاقات روزانه
  • _ گفتگوی دو نفره در مورد برنامه‌های آینده
  • _ تصویر سازی ذهنی مشترک از رویاها
  • _ کمک در کارای متداول روزانه در منزل (نان و کیک پختن، تمیز کردن ماشین، نظافت منزل و …)
  • _ شرکت در مراسم‌های مذهبی
  • _ مشارکت در امور خیریه
  • و هزارن فعالیت مشترک دیگر


نکته مهم

اگر در هفته حداقل ۱۰ فعالیت مشترک ندارید، اوضاع زندگی شما بحرانیست و باید منتظر فاجعه در ابعاد مختلف زندگی باشید؛ در مورد ارتباط وفادارانه بین خودتان، در مورد فرزندان، در ارتباط با فامیل، دوستان و همسایه‌ها و …

خودشناسی - خوداگاهی

خودشناسی چیست

نهضت‌ عصر جدید را می‌توان نهضت خودشناسی معرفی کرد.

خودشناسی، دیگر بحث اصلی در بین فیلسوفان و روانشناسان نیست، بلکه بسیاری از مردم عادی میل شدیدی به این موضوع پیدا کرده‌اند.

برای جوابگویی به این علاقه و نیاز، روش‌های زیادی استفاده می‌شود. از طالع بینی گرفته تا بررسی روز و ماه تولد و گروه خونی، صور فلکی و انواع پرسشنامه‌های خودآزمایی در جملات (نوعی روان شناسی زرد) که استقبال فراوانی دارند و البته عمدتاً نتایج بسیار کلی و همگانی نیز ارائه می‌دهند.

به عبارت دیگر این نوع خودشناسی، به کشف استعدادهای نهفته، آرزوهای نهان، جذبه‌ی جنسی، ارزش‌های اساسی، نیازهای عاطفی، قدرت هوش‌مان تمرکز دارد. به نظر می‌رسد این اشتیاق بیشتر به تعریف و تمجید شدن تمایل دارد تا کششی واقعی به سمت «حقیقت». در مقابل این سیل رنگارنگ، علم روانشناسی انواع تست‌های استاندارد را ارائه داده است که امکان سنجش هر یک از ابعاد انسانی را ممکن می‌سازد.

ناگفته نماند که به علت تخصصی و پیچیده بودن و بر پایه نظریات و تحقیقات علمی بودن آن‌ها، اجازه استفاده از آن‌ها در انحصار متخصصان و دانش آموختگان با صلاحیت اخلاقی قرار دارد.

خطر استفاده از تست‌های شخصیت شناسی

  • ١) القای این باور که شخصیت ما ثابت و غیرقابل تغییر است.
  • ٢) تجزیه شدن شخصیت به اجزا تشکیل دهنده آن که در تست‌ها سنجیده می‌شود. گاهی مانع نگاه کل نگر و جامع به ماهیت انسان خواهد شد.
  • ٣) داشتن اعداد و ارقام و نمودار، برای تحلیل انسان کافی نیست بلکه برای درک اعداد باید داستان زندگی فرد نیز بررسی شود. پاسخ به این سؤالات نیاز به مصاحبه و ارزیابی تخصصی و صلاحیت روان شناسانه دارد.
  • ۴) باید دانست که تست ها فقط وضعیت فعلی را بیان می کنند ولی مهم‌تر از آن، نحوه استفاده از این نتایج است.

یادمان باشد تست‌ها یک ابزار برای ارزیابی دقیق‌تر و قطعی‌تر است که برای تدوین طرح درمان اصلی باید استفاده شود.

مثلاً تست اضطراب فقط می‌گوید که سطح اضطراب شما در چه نسبتی از عموم جامعه قرار دارد؟ کم‌تر است یا بیش‌تر؟

ولی نمی‌گوید که برای کاهش آن باید چکار کرد. چرا این اضطراب به وجود آمده؟ این اضطراب چه تاثیری در روابط فرد دارد؟ این‌ها دقیقا اهداف استفاده از آزمون‌های روانی هستند.


قابل تفکر؛ لطفا هر کسی فقط در مورد خودش بررسی کند.

کل نگری در زندگی - مشاوره و اموزش کل نگری

دید کل نگر

در تجربه کاری، بارها مراجعینی داشتم، دید بسیار منفی و کاملا ناراضی از زندگی خود داشته‌اند؛ خسته، ناامید، بی‌انرژی، به تنگ آمده، مایوس و با احساس پوچی و یاس از شرایط زندگی !!!

وقتی وارد مرحله ارزیابی و بررسی تاریخچه زندگی فردی و مشترک آن‌ها شده‌ام، می‌بینم انصافا، جریان زندگی پربار و موفقی را طی کرده اند. مسیر درست و با سرعت مناسبی هم داشته‌اند.

سوالی پیش می‌آید، پس چرا اینقدر ناراضی هستند و به اصطلاح نق و غر می‌زنند؟ شکوه و شکایت دارند، همسرشان را باز خواست می‌کنند او را توبیخ و سرکوفت زده و زندگی را به خود و همسر تلخ و زهر مار می‌کنند؟

(باور کنید گاهی تحمل چنین مراجعی برای یک جلسه طاقت فرسا می‌شود، چه برسد به روزها و ماها زندگی در کنار هم)

دلایل مختلفی می‌توان برای این سوال بیان کرد، ولی در حد اجمال و خاص عرض می‌کنم که «گذشته از آن که ممکن است، کیفیت زندگی آن‌ها مناسب نبوده، و یا با اهداف آن‌ها همخوانی نداشته است (که درمان خاصی را می‌طلبد)، یکی دیگر از دلایل می‌تواند، عدم دید کل نگر آن‌ها باشد.

در واقع این افراد فقط یک جزء موضوع را ملاک قضاوت قرار داده و قدرت برآیند گرفتن از کل زندگی را ندارند، به همین دلیل مدام آه و ناله می‌کنند. (این وضعیت متاسفانه در خانم‌ها بیشتر دیده می‌شود)
در این مورد خاص، توصیه می‌کنم که جریان کل زندگی رو ملاک رضایت یا نارضایتی قرار دهند و مثلاً ملاک فقط فلان اخلاق غیرمتعارف همسر نباشد، در واقع اگه تک بعدی به موضوعات نگاه نکنند، اکثرا نه تنها ناراضی نمی‌شوند بلکه شکر گذار هم خواهند بود.


فرمول و تمرینی برای رسیدن به این منطق : یک ویژگی خوب (و)(+) یک ویژگی نامناسب.

مثال:

همسرم مرد زحمت کشی هست و تن صداش هم بلنده دیگه

بجای :

همسرم دلسوزه‌ها ولی تن صداش بلنده و رو اعصابمه.

می‌بینید.

تکنیک و بجای ولی

در جمله اول ویژگی همسر تفکیک نشده و با هم دیده می‌شود، در جمله دوم دو ویژگی جدا شده و تک تک دیده می‌شوند.


برای تکمیل مطلب، لطفا به فیلم زیر دقت کنید.

طلاق-عاطفی-0

چهار نشانه جدایی زوج‌ها

استناد از پژوهشی که دکتر جان گاتمن، روانشناس بالینی، در مورد ثبات ازدواج انجام داده است.

«آمار ثابت کرده این چهار سوار نشانه‌های اولیه طلاق یا پایان رابطه است.»

⛔ «اولین و بدترین این چهار سوار را او، تحقیر و اهانت شمرده است.

⛔ دومین سوار، گرفتن حالت تدافعی است. «به جای گوش کردن و تغییر رفتار در موضع دفاعی قرار گیرد».

⛔ سوار سوم، سکوت اختیار کردن است.

⛔ آخرین سوار نیز انتقاد و ایراد گرفتن است.

توجه
این علایم ونشانه‌ها را در زندگی مشترک خودتان چک کنید.

Illustration of a man walking towards a huge shape of a person's head overlaid with an image of the cosmos

اصلاح الگوی رفتاری

٣- قانون رنگین کمان

بارها شده به علت خستگی و یا به اصطلاح سر رفتن حوصله، توان تمرکز داشتن و یا به پایان رساندن فعالیتی را نداشتیم.

این قانون خیلی شفاف و صریح می‌گوید، می‌باید رفتارها و فعالیت‌های روزانه را تنوع ببخشید، دقیقا مثل رنگین کمان، دقت کردید رنگ‌های مختلف کنار هم چیده شده و در کل یک مفهوم یا مطلب را می‌رساند و روی آن یک اسم می‌گذاریم (رنگین کمان).

مثل کار منزل. شامل: جاروکردن، آشپزی، مرتب کردن، آب دادن به گلدان‌ها، پاک کردن گرد و خاک و ….

لزومی ندارد اول یکی را انجام دهیم بعد برویم سراغ دیگری. مثلا کمی آشپزی، بعد مرتب کردن، دوباره آماده کردن دسر، بعد خاکروبی، بعد برنامه تلویزیونی، مطالعه، مرتب کردن توی کمد …

می بینید، خرد خرد کردن فعالیت‌های یک روز و متناوب انجام دادن آن می‌تواند انرژی فعالی رو ایجاد کند.

یا هنگام درس خواندن، لازم نیست یکی دو ساعت فقط یک درس را مطالعه کرد، می‌شود برای هر نیم ساعت موضوع مطالعه رو عوض کرد با فاصله ده دقیقه استراحت سراغ درس دیگر رفت.

 

٢- قانون اولین و آخرین بار

 مروری به گذشته داشته باشید، چیزی را به یاد می‌آورید که آرزوی دیدن و یا تجربه‌ی دوباره آن‌ را داشته باشید.

مثل حضور در یک مکان بسیار زیبا یا حس کردن دوباره یک خاطره و یا دیدن یک عزیز (حالتی که با خود بگویید ای کاش یک بار دیگر همچین فرصتی داشتم، ای کاش می‌شد یک بار دیگه …..)

چند بار همچین ای کاش ای کاشی داشته‌اید؟

البته کاملا طبیعیست که هر کدام از ما چنین حالاتی را تجربه کرده‌ایم.

می‌خواهم فقط آن حال را به یاد بیاورید حالا در انجام کار یا مطالعه یا هر تصمیمی، کافیست فکر کنید برای اولین یا آخرین بار است که چنین فرصتی دارید و ممکن است هیچ وقت دیگر همچین شرایطی را نداشته باشید؛ این یک احتمال تلخ  ولی واقعی است، پس باید فرصت‌ها و داشته‌هایمان را غنیمت شماریم.

وقتی فرزندتان را دور و بر خودتان می‌بینید و یا وقتی او را به آغوش می‌گیرید، به یاد داشته باشید که این لحظه‌ها دیگر تکرار نمی‌شوند و این فرصت‌ها خیلی سریع‌تر از آنچه فکر می‌کنید می‌گذرد و برای همیشه تمام می‌شود.

این شرایط را برای هر حالتی مد نظر داشته باشید و مرتب به آن فکر کنید که این فعالیت برای من شاید آخرین بار است که اتفاق می‌افتد؛ پس قدر آن‌ را بدانید و از نهایت انرژی‌تان برای درست انجام دادن آن استفاده کنید.

برای انواع آزمون‌ها (کنکور یا مجوز کار یا ….)، برای مطالعه، برای مهمانداری، سفر رفتن، دیدن فرزند، دیدن مادر، دیدن پدر، خواهر یا برادر و همسر و یا حتی سپری کردن این ایام سخت کرونایی.

یک تکلیف و تمرین:

امتحان کنید همین الان به کسی که در نزدیک شماست نگاه کنید (متاهل‌ها لطفا به صورت همسرتان نگاه کنید) آنطور که انگار برای اولین بار است ایشان را دیده‌اید و یا شاید آخرین بار است که به چهره آن‌ها نگاه می‌کنید، خوب نگاه کنید و دقیق به جزئیات صورتشان توجه کنید، طوریکه  تعجب کند و بپرسد: “چیزی شده؟!”

می‌بینید با این نوع نگاه (اولین و آخرین بار) چقدر تمرکزتان زیاد می‌شود.

حالا بسم‌ا…. برای همه فعالیت‌ها این تمرین را داشته باشید.

 

١- قانون رفتار کودکانه (کنجکاوانه)

برای افزایش تمرکز و توان یادآوری، مثل کودکان رفتار کنید؛ کنجکاو و فعال باشید و فعالیت‌ها را عین کودکان فعالانه انجام دهید.  

کودکی را مجسم کنید که به او کادو یا جعبه در بسته‌ای داده‌اید، چه می‌کند؟ با چه سرعتی کادو را باز می‌کند؟ آیا می‌توانید او را منصرف کنید؟ چه ذوق و شوقی برای پاسخ به سوالات ذهنش دارد؟

این رفتار بچه‌ها آموختنیست.

در یادگیری یک مهارت، در خوانده یک کتاب، در انجام یک کار، در سفر به یک جا، در شروع یک رابطه و …

باید کنجکاو بود؛ کنجکاوانه در پی چیزها، مطالب و هیجانات ناب بود..

سعی کنید در هر موردی دنبال یک اتفاق جدید باشید و کنجکاوانه دنبال یک پیام جدید که در آن فعالیت پنهان شده، باشید.

مرتب به خودتان بگید که: چی میخواد به من بگه؟ چه درسی میخواد به من بده؟

حتی اگر اتفاق تکراری بوده و یا کتابیست که قبلا خوانده‌اید …

حالا دوباره از این منظر به آن نگاه کنید.

با این دید مشتاقانه، تمرکز افزایش پیدا می‌کند.

well-fear-bed-videoSixteenByNineJumbo1600

کودکان در چه سنی از چه چیزی می‌ترسند؟

۰-۶ ماهگی؛ از دست دادن حمایت بدنی، صدای بلند

۷-۱۲ ماهگی؛ غریبه ها، چیزهای ناگهانی، غیر منتظره و ترسناک

۱ سالگی؛ جدایی از والدین، آسیب دیدگی والدین، توالت رفتن، غریبه‌ها

۲ سالگی؛ جدایی از والدین، صدای بلند، حیوانات، اتاق تاریک، اشیاء و ماشین‌های بزرگ، تغییر در محیط شخصی

۳ سالگی؛ جدایی از والدین، حیوانات، تاریکی، ماسک‌ها

۴ سالگی؛ جدایی از والدین، حیوانات، تاریکی، صداها

۵ سالگی؛ جدایی از والدین، تاریکی، حیوانات، آدم‌های بد، تاریکی، آسیب بدنی

۶ سالگی؛ جدایی از والدین، موجودات فوق طبیعی(مثل ارواح یا جادوگران)، صدمات بدنی، رعد و برق، تنها خوابیدن و تنها ماندن در خانه

۷-۸ سالگی؛ موجودات فوق طبیعی، تاریکی، احضار روح، تنها ماندن در خانه، آسیب بدنی

۹-۱۲ سالگی؛ آزمون‌ها و امتحانات در مدرسه‌، عملکرد تحصیلی، آسیب بدنی، ظاهر جسمانی، رعد و برق، مرگ

نوجوانی؛ روابط شخصی، ظاهر شخصی، مدرسه، پیامدهای سیاسی، آینده، حیوانات، پدیده‌های فوق طبیعی، بلایای طبیعی، ایمنی

climb-2125148_1920-1080x675

تفاوت امید و آرزو

آیا به نظرتان بین امید و آرزو تفاوتی وجود دارد؟

تعریف امید:

روانشناسان امید را ” انتظار مثبت برای دست یافتن به هدف ” در نظر می‌گیرند.

تعریف آرزو:

آرزو، بازتاب اشتیاق به نتیجه همخوان با هدف است.

 

تفاوت امید و آرزو

١- امید به روشنی با انگیزش و تمایل به عمل گره خورده است.

٢- ما به نتایجی امید داریم که ممکن است ولی اغلب آرزوی چیزهایی داریم که غیر ممکن هستند؛ مانند: پرنده شدن و پرواز کردن از روی ترافیک (آرزو)، اختراع وسیله‌ای که بتوانیم از ترافیک بگذریم. (امید)

٣- امید فقط به آینده نظر دارد ولی آرزو می‌تواند متمایل به گذشته هم باشد. (و غیر ممکن)

۴- ما آرزوی نتایجی را داریم که روی آن‌ها کنترل اندکی داریم اما امید به چیزهایی داریم که می‌توانیم وقوع آ‌‌ن‌ها را در اختیار بگیریم.

٥- داشتن امید نوعی منطق و ملاحظه را با خودش دارد که”چیزهای خوب ممکن است اتفاق نیفتند” و آینده نیز ممکن است خوب نباشد ولی آرزو همچین عمقی ندارد.

 

در کل امید، منطق و تلاش را با خود دارد ولی آرزو، بیشتر به خیال و رویا گره خورده است.

 

بیاید لحظات عمر کوتاهمان را فقط با رویا و آرزو پر نکنیم، بیایید با منطقی کردن آرزوهایمان، آن‌ها را به امید تبدیل کرده و هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شویم، با خود بگوییم: امروز برای رسیدن به امیدها و اهدافم چه کاری باید بکنم؟ یا بگوییم: من امروز چه کاری انجام بدهم که به اهداف و امیدهایم نزدیک‌تر بشوم؟

 

لطفا و لطفا و لطفا برای رسیدن به امیدها و اهداف خودت تلاش کن یا بخواب تا خوابشان را ببینی.

 

خوشبختانه امروزه موضوعاتی همچون امید و امید افزایی، بررسی و سنجش امید در کودکان ونوجوانان و بزرگسالان، افزایش امید در کودکان و نوجوانان از مباحث کاربردی و مفید در روند مشاوره و روان درمانی محسوب می‌شوند و مراجعین زیادی از این نوع خدمات استفاده کرده و زمینه زندگی پرباری برای خودشان و فرزندانشان فراهم می‌کنند.

 

پیام مراجع: امید لازمه آرزوست …

پیام مراجع: به نطر من امید و آرزو با هم تفاوت دارد انسان در زندگی خود آینده‌ای را برای خود ترسیم می‌کند و برای رسیدن به هدف مورد نظر تلاش می‌کند چون امید دارد که با تلاش موفق می‌شود. برای مثال کسی که بیمار است با امید به اینکه بهبودی پیدا کند حاضر می‌شود خود را به تیغ جراح بسپارد. ولی آرزو یک خواسته‌ای است که دستیابی به آن ممکن است محال باشد، طوری که همیشه میگوییم ای کاش فلان خواسته برای من محقق شود.